Indikora
ریسک و مدیریت سرمایه · 4/10

مضرب R: زبانی که حرفه‌ای‌ها با آن از نتیجه حرف می‌زنند

متوسط 7 دقیقه مطالعه

در یک معامله ۳۴۰ دلار سود کرده‌اید و در معامله‌ای دیگر ۹۰ دلار ضرر. کدام‌یک را بهتر معامله کرده‌اید؟

نمی‌توانید جواب بدهید و هیچ‌کس دیگری هم نمی‌تواند، چون دلار هیچ اطلاعاتی درباره‌ی آنچه روی میز بوده حمل نمی‌کند. آن ۳۴۰ دلار شاید از ریسک ۸۰۰ دلاری آمده باشد. آن ۹۰ دلار شاید معامله‌ای خوب‌اجراشده روی ریسک ۴۵ دلاری بوده که صرفاً جواب نداده است.

مضرب R این را حل می‌کند: هر نتیجه را بر مبلغی تقسیم می‌کند که در همان معامله‌ی مشخص به خطر انداخته‌اید. این نزدیک‌ترین چیزی است که معامله‌گری به یک واحد پول مشترک دارد.

تعریف R

R ریسک اولیه‌ی شما در آن معامله است، به دلار: قیمت ورود منهای قیمت حد ضرر، ضربدر سایز. نه درصد ریسک حساب، نه ارزش پوزیشن. ضرری که برنامه‌ریزی کرده بودید.

حساب ۱۰٬۰۰۰ دلار، ریسک ۰٫۷۵٪، پس R برابر ۷۵ دلار است.

معامله‌ای که به حد ضرر می‌خورد منفی ۱R است. معامله‌ای که با ۲۲۵ دلار سود می‌بندید مثبت ۳R است. معامله‌ای که زود با ۳۰ دلار سود می‌بندید مثبت ۰٫۴R است. معامله‌ای که با گپ از حد ضرر رد می‌شود و ۱۳۰ دلار هزینه برمی‌دارد منفی ۱٫۷۳R است، و ثبت صادقانه‌ی همین یکی از مفیدترین کارهایی است که یک ژورنال انجام می‌دهد.

حالا آن دو معامله‌ی ابتدای متن قابل مقایسه‌اند. اگر برنده‌ی ۳۴۰ دلاری ریسک ۸۵۰ دلاری داشته، مثبت ۰٫۴R بوده. اگر بازنده‌ی ۹۰ دلاری ریسک ۹۰ دلاری داشته، منفی ۱R بوده. آن «برنده‌ی بزرگ» معامله‌ای متوسط بوده و آن بازنده معامله‌ای کاملاً عادی.

یک دنباله‌ی ده‌تایی با ظاهر واقعی

این هم یک کارنامه برحسب R:

منفی ۱، منفی ۱، مثبت ۲٫۵، منفی ۱، مثبت ۰٫۴، منفی ۱، مثبت ۳٫۲، منفی ۱، منفی ۱، مثبت ۱٫۹

شش ضرر، چهار سود. نرخ برد ۴۰٪. بیشتر معامله‌گرها این دوره را بد توصیف می‌کنند.

جمعش کنید. ضررها روی هم منفی ۶R است. سودها روی هم ۲٫۵ + ۰٫۴ + ۳٫۲ + ۱٫۹ = مثبت ۸٫۰R. خالص: مثبت ۲٫۰R در ده معامله.

با ۷۵ دلار به ازای هر R این می‌شود ۱۵۰ دلار روی حساب ۱۰٬۰۰۰ دلاری، از دوره‌ای که بیشتر از آنکه درست بگویید اشتباه گفته‌اید. همین رفتار را روی ۲۰۰ معامله بکشید می‌شود ۴۰R، و سود مرکب واقعاً همان‌جا زندگی می‌کند.

به چیزی توجه کنید که نگاه R نشان می‌دهد و نگاه دلاری پنهانش می‌کند. دو معامله، همان مثبت ۳٫۲ و مثبت ۲٫۵، ۵٫۷R از کل ۸٫۰R را ساخته‌اند. آن دو را بردارید و دنباله می‌شود منفی ۳٫۷R. نتیجه‌ی شما معمولاً تعداد کمی برنده‌ی بزرگ است که خرج یک دنباله‌ی بلند از ضررهای کوچک را می‌دهد، و مضرب R این را بلافاصله قابل دیدن می‌کند.

R چه بلایی سر گزارش‌گیری شما می‌آورد

وقتی نتایج برحسب R باشند، چند چیز قابل اندازه‌گیری می‌شوند که قبلاً نبودند.

میانگین سود و میانگین ضرر. در دنباله‌ی بالا میانگین سود ۸٫۰ ÷ ۴ = ۲٫۰R و میانگین ضرر ۱٫۰R است. این نسبت، همراه با نرخ برد، امید ریاضی شماست که موضوع درس بعدی است.

مقایسه بین ابزارهای مختلف. یک معامله روی طلا، یک معامله روی EURUSD و یک معامله روی سهم کوچک، همه به یک واحد تبدیل می‌شوند. بالاخره می‌توانید بپرسید فرایند شما واقعاً در کدام بازار جواب می‌دهد.

مقایسه بین اندازه‌های مختلف حساب. کارنامه‌ی شما از زمانی که با ۲٬۰۰۰ دلار معامله می‌کردید مستقیماً با کارنامه‌ی امروزتان قابل مقایسه است. دلار به شما می‌گوید بهتر شده‌اید، در حالی که فقط موجودی عوض شده.

تشخیص ضررِ خراب. اگر میانگین ضرر شما به‌جای ۱٫۰R برابر ۱٫۳R باشد، یعنی به حد ضرر احترام نمی‌گذارید. همین یک عدد، حد ضررهای بازشده، حد ضررهای ذهنی و تحمل اسلیپیج را بدون هیچ اعتراف داوطلبانه‌ای لو می‌دهد.

تله‌ها

R در لحظه‌ی ورود تعیین می‌شود و هرگز بازنویسی نمی‌شود. اگر با ریسک ۷۵ دلاری وارد شوید و بعد حد ضرر را تا نقطه‌ی سربه‌سر بالا بکشید، معامله باز هم نسبت به همان ۷۵ دلار سنجیده می‌شود. حساب‌کردن دوباره‌ی R نسبت به حد ضرر جابه‌جاشده، هر معامله را به مضربی عظیم تبدیل می‌کند و کل معیار را نابود.

خروج پله‌ای قانون می‌خواهد. اگر نصف پوزیشن را روی مثبت ۱R و بقیه را روی مثبت ۳R ببندید، معامله در مجموع مثبت ۲R است، نه مثبت ۳R. نتیجه‌ی وزنی را ثبت کنید وگرنه ژورنالتان چاپلوسی می‌کند.

R نمی‌گوید چقدر نگه داشته‌اید. مثبت ۲R در سه روز و مثبت ۲R در پنج ماه یک عددند و دو کسب‌وکار کاملاً متفاوت. مدت نگهداری را کنارش ثبت کنید.

ژورنال ایندیکورا هر معامله‌ی بسته‌شده را هم برحسب R و هم به ارز اصلی ثبت می‌کند، تا همان معامله را بتوان هم با فرایند و هم با صورتحساب حساب سنجید.

چرا رفتار را عوض می‌کند، نه فقط دفترداری را

اثر عملی فکرکردن برحسب R این است که ضرر دیگر یک رویداد نیست. منفی ۱R هزینه‌ی حضور در بازی است، قبل از باز شدن معامله بودجه‌بندی شده، دقیقاً هم‌اندازه‌ی قبلی و بعدی. چیزی برای واکنش نشان دادن وجود ندارد.

این تا وقتی یک هفته‌ی ضررده را از سر نگذرانده‌اید سود روانی کوچکی به‌نظر می‌رسد، و بعد از آن تمام تفاوت میان مرور یک افت سرمایه‌ی عادی و رهاکردن یک فرایند سالم است.

نکته کلیدی

یک R همان مبلغی است که در آن معامله ریسک کرده‌اید، پس هر نتیجه‌ای قابل مقایسه می‌شود، فارغ از ابزار، اندازه‌ی حساب و فاصله‌ی حد ضرر.

خودت را بسنج

شما ۸۵۰ دلار ریسک کردید و ۳۴۰ دلار سود گرفتید. همکارتان ۴۵ دلار ریسک کرد و ۹۰ دلار سود گرفت. برحسب R کدام معامله‌ی بهتری داشت؟
با ریسک ۷۵ دلاری وارد می‌شوید، بعد حد ضرر را تا نقطه‌ی سربه‌سر بالا می‌کشید و معامله با ۱۵۰ دلار سود بسته می‌شود. چه چیزی ثبت می‌کنید؟
تمرین

بیست معامله‌ی بسته‌شده‌ی آخرتان را به R تبدیل کنید، بعد ببینید میانگین ضررتان از ۱٫۰R بزرگ‌تر است یا نه و چه سهمی از کل R از دو معامله‌ی برترتان آمده است.

ژورنال معاملات
آنچه خواندی را تمرین کن

ایندیکورا شبیه‌ساز رایگان، بازپخش کندل و کوچ رفتاری دارد که معاملات خودت را می‌خواند.

ورود به اپ