Indikora
روانشناسی معامله · 3/10

اعتماد به نفس کاذب بعد از یک رشته برد

متوسط 8 دقیقه مطالعه

بخش خطرناک یک دوره‌ی خوب این است که حس اطلاعات می‌دهد. شش برد پشت سر هم، و چیزی جابه‌جا می‌شود: همه‌جا ستاپ می‌بینید، دیگر شرط دوم چک‌لیستتان را کنترل نمی‌کنید، و حجم معامله‌ی هفتم حجم معامله‌ی اول نیست.

بعد معامله‌ی هفتم همان است که چهارتا از آن شش‌تا را پس می‌گیرد. نه به این دلیل که معامله‌ی بدتری بود، بلکه چون بزرگ‌تر بود و با قواعد شل‌تر گرفته شد.

رشته‌ی برد همان شکلی است که یک برتری مثبت از داخل دارد

یک بار حساب کنید و رمز و راز تمام می‌شود. اگر سیستمتان ۵۰٪ مواقع برنده است، احتمال شش برد پشت سر هم جایی داخل صد معامله اصلاً غیرعادی نیست. با نرخ برد ۵۵٪ نزدیک به انتظار است. رشته‌ها از هر دو نوع، همان چیزی هستند که دنباله‌های تصادفی با یک شیب خفیف شبیهشان‌اند.

پس رشته شاهدی است بر اینکه فرایند شما اجرا شده، نه شاهدی بر اینکه بهتر شده است. هیچ‌چیز شش نتیجه نرخ برد واقعی شما را به‌طور معناداری به‌روز نمی‌کند. بازه‌ی اطمینان حول نرخ بردی که از شش معامله برآورد شده آن‌قدر پهن است که بی‌فایده است، و حول بیست معامله هم هنوز پهن است.

وارونگی ناخوشایند این است که رشته ممکن است تا حدی بازار باشد، نه شما. نتایج دنبال‌کردن روند خوشه‌ای‌اند: وقتی شرایط به نفع این سبک است، چند پوزیشن هم‌زمان جواب می‌دهند. آن همبستگی بین پوزیشن‌های شماست، نه مهارتی که انباشته می‌شود.

سه چیزی که واقعاً تغییر می‌کند

اعتماد به نفس کاذب به‌ندرت حس شکست‌ناپذیری است. به‌شکل انحراف‌های کوچک رویه‌ای ظاهر می‌شود، و به همین دلیل آدم‌ها نمی‌گیرندش.

حجم می‌خزد. برای چهار معامله‌ی اول ۰٫۵٪ ریسک کردید. روی پنجمی ۰٫۹٪ گذاشتید چون ستاپ «واضحاً خوب بود». هیچ‌کس آن تصمیم را یادداشت نمی‌کند، و اگر میانگین ریسک نیمه‌ی اول رشته را با نیمه‌ی دوم مقایسه کنید، شکاف معمولاً دیدنی است.

معیارها شل می‌شوند. ستاپ‌هایی که در طول یک رشته گرفته می‌شوند به‌طور میانگین بدترند. دیگر تأییدی را که معمولاً می‌خواهید نمی‌خواهید، چون چند معامله‌ی آخر بدون نیاز به چیز زیادی جواب دادند. همین مکانیزم است که باعث می‌شود ضررهای پس از رشته خوشه‌ای برسند.

توجه افت می‌کند. دیگر معامله‌هایی را که جواب داده‌اند مرور نمی‌کنید، چون چیزی برای توضیح دادن نیست. پس خطاهایی که اتفاقاً سودده بودند به‌عنوان تصمیم خوب ثبت و تکرار می‌شوند.

چرا پس‌دادن از خودِ رشته بزرگ‌تر است

دو اثر در جهت اشتباه مرکب می‌شوند.

اول، حجم دقیقاً وقتی بیشترین است که معیارها شل‌ترین‌اند، پس بزرگ‌ترین پوزیشن‌هایتان در ضعیف‌ترین ستاپ‌هایتان هستند. وقتی مبلغ در معرض ریسک با دنباله تغییر می‌کند، ترتیب اهمیت پیدا می‌کند.

دوم، ریاضیات دراودان نامتقارن است. باختن ۳۰٪ برای جبران ۴۳٪ لازم دارد. رشته‌ای که حساب شما را با ریسک ۰٫۵٪ به‌اندازه‌ی ۲۰٪ بالا برده می‌تواند با سه ضرر با ریسک ۲٪ تا حد زیادی خنثی شود، و آن سه ضرر یک هفته‌ی بد است.

توصیف صادقانه این است که اعتماد به نفس کاذب یک استراتژی با ریسک ثابت را در بدترین لحظه‌ی ممکن به استراتژی با ریسک متغیر تبدیل می‌کند.

پادزهر: حجم را از روی میز بردارید

راه‌حل این نیست که کمتر مطمئن باشید. این است که کاری کنید اطمینان نتواند به فیلد حجم پوزیشن برسد.

ریسک هر معامله را به‌صورت درصدی از سرمایه ثابت کنید و هیچ‌وقت دستی تنظیمش نکنید. ایندیکورا پیش‌فرض همین را انجام می‌دهد: ریسک هر معامله بسته به سبک ۰٫۵٪ تا ۰٫۷۵٪ سرمایه است، و حجم پوزیشن به‌جای انتخاب‌شدن از فاصله‌ی حد ضرر استخراج می‌شود. حساب همچنان مرکب می‌شود، چون ۰٫۵٪ از حسابی بزرگ‌تر پوزیشنی بزرگ‌تر است. مرکب‌شدن خودکار اتفاق می‌افتد و لازم نیست شما درباره‌ی اینکه الان چقدر خوبید درست حدس زده باشید.

الزام کنید چک‌لیست پیش از ورود پر شود، نه بعد از آن. اگر یک ستاپ به سه شرط نیاز دارد، تا سه تیک نخورده ورودی وجود ندارد. در طول یک رشته این حس بوروکراسی می‌دهد. دقیقاً همان‌وقت است که دارد کارش را می‌کند.

برنده‌ها را با همان دقت بازنده‌ها مرور کنید. برای هر معامله‌ی برنده به یک سؤال کتبی جواب بدهید: با همین اطلاعات دوباره این را می‌گرفتم، یا به دلیلی جواب داد که پیش‌بینی‌اش نکرده بودم؟ معامله‌ای که به دلیل اشتباه پول درآورده، ضرری در آینده است که هنوز پولش را نداده‌اید.

به سری حجم نگاه کنید، نه به سود و زیان. ریسک هر معامله را روی پنجاه معامله‌ی آخرتان رسم کنید. باید یک خط صاف باشد. هر شیب رو به بالا بعد از یک دوره‌ی سبز همان الگوست، دیدنی پیش از آنکه آسیب برسد.

کوچ ایندیکورا هر تصمیم را منطقی، FOMO، انتقامی، خستگی، اعتماد به نفس کاذب یا اوورتریدینگ دسته‌بندی می‌کند، و اعتماد به نفس کاذب همان است که زودتر از بقیه می‌گیردش، چون روشن‌ترین امضا را دارد: حجم بالارونده و زمان نگه‌داری کوتاه‌شونده پس از بردهای پیاپی.

اعتماد به نفس اشکالی ندارد، ریسک متغیر دارد

هیچ‌کدام از این‌ها استدلالی برای ترسیده معامله کردن نیست. تردید هزینه‌های خودش را دارد، و معامله‌گری که بعد از یک ضرر نمی‌تواند ماشه را بکشد مسئله‌ای دیگر با راه‌حلی دیگر است.

نکته باریک‌تر از این‌هاست. سطح اعتقاد شما چیز واقعی‌ای است، و آن‌قدر قابل اندازه‌گیری نیست که رویش شرط ببندید. از فیلد حجم بیرون نگهش دارید، چک‌لیست را الزام‌آور نگه دارید، و یک دوره‌ی خوب همان‌جا که باید ظاهر می‌شود: به‌شکل عدد سرمایه‌ی بالاتر، نه پوزیشن بزرگ‌تر.

نکته کلیدی

یک رشته‌ی برد اعتماد به نفس شما را عوض می‌کند نه برتری‌تان را، پس تنها پاسخ امن این است که ریسک هر معامله را ثابت نگه دارید و بگذارید منحنی سرمایه کار مرکب‌شدن را انجام دهد.

خودت را بسنج

شش معامله پشت سر هم برده‌اید. این محتمل‌ترین چیزی که درباره‌ی سیستمتان می‌گوید چیست؟
چرا ضررهای بعد از یک رشته معمولاً بزرگ‌تر از بردهای پیش از آن‌اند؟
تمرین

ریسک هر معامله را به‌صورت درصدی از سرمایه روی ۵۰ معامله‌ی بسته‌شده‌ی آخرتان رسم کنید و هر نقطه‌ای را که بلافاصله پس از دو برد پیاپی یا بیشتر بالا رفته علامت بزنید.

ژورنال معاملات
آنچه خواندی را تمرین کن

ایندیکورا شبیه‌ساز رایگان، بازپخش کندل و کوچ رفتاری دارد که معاملات خودت را می‌خواند.

ورود به اپ