Indikora
ریسک و مدیریت سرمایه · 3/10

حد ضرر را واقعاً کجا بگذاریم

متوسط 8 دقیقه مطالعه

از ده معامله‌گر بپرسید حد ضررشان را کجا می‌گذارند، بیشترشان با یک درصد جواب می‌دهند. دو درصد زیر ورود. پنجاه دلار. زیر عدد رند. همه‌ی این جواب‌ها یک وجه مشترک دارند: تحمل معامله‌گر را توصیف می‌کنند، نه رفتار بازار را.

بازار نمی‌داند شما توان چه چیزی را دارید. حد ضرری که در فاصله‌ی راحتِ شما نشسته باشد، دقیقاً با همان نرخی خورده می‌شود که نویز به آن فاصله می‌رسد، و این هیچ ربطی به درست بودن یا نبودن ایده‌ی شما ندارد.

حد ضرر به چه سؤالی جواب می‌دهد

حد ضرر محدودکننده‌ی ضرر نیست. محدودکننده‌ی ضرر، سایز پوزیشن است. حد ضرر یک اعلام موضع است: در این قیمت، دلیلی که این معامله را گرفتم دیگر برقرار نیست.

اگر وارد شدید چون قیمت بالای سطحی مانده بود که سه بار از آن دفاع شده، جای حد ضرر زیر همان سطح است، چون بسته‌شدن زیر آن یعنی چیزی که دیده بودید تمام شده است. اگر وارد شدید چون دارایی در تایم روزانه روند صعودی خودش را داشت، جای حد ضرر آنجاست که آن روند دیگر دیده نمی‌شود.

وقتی حد ضرر را این‌طور بنویسید، فاصله هرچه باشد همان است. گاهی ۲٪ است و گاهی ۹٪. سایز پوزیشن این تفاوت را جذب می‌کند.

نوسان کفِ فاصله را تعیین می‌کند

دو دارایی که هر دو نزدیک ۴۸ دلار معامله می‌شوند می‌توانند به حد ضررهای کاملاً متفاوتی نیاز داشته باشند.

دارایی A میانگین دامنه‌ی واقعی (ATR) چهارده‌روزه‌اش ۰٫۶۰ است. دامنه‌ی معمول روزانه‌اش حدود ۱٫۲۵٪ قیمت است. دارایی B میانگین دامنه‌ی واقعی ۱٫۸۰ دارد، یعنی برای همان قیمت سه برابر حرکت در روز.

حد ضرر ۱٫۲۰ دلاری روی دارایی A دو روز کامل میانگین فاصله دارد. فقط با یک حرکت واقعی به آن می‌رسند. همان حد ضرر ۱٫۲۰ دلاری روی دارایی B در دوسوم یک روز میانگین نشسته است. دارایی B در یک سه‌شنبه‌ی آرام و بدون هیچ خبری از آن رد می‌شود، در حالی که روند دست‌نخورده است.

کفِ فاصله‌ی حد ضرر را این تعیین می‌کند که دارایی وقتی هیچ خبری نیست چقدر حرکت می‌کند. یک راه رایج برای بیان این موضوع، مضربی از ATR است. ایندیکورا از ۳ برابر ATR زیر بالاترین قیمتِ رسیده از زمان ورود استفاده می‌کند، که روی دارایی B می‌شود ۵٫۴۰ دلار و روی دارایی A می‌شود ۱٫۸۰ دلار.

حساب سایز را برای هر دو حالت انجام دهید

حساب ۱۰٬۰۰۰ دلار، ریسک ۰٫۷۵٪، یعنی ۷۵ دلار.

دارایی B با حد ضرر ۵٫۴۰: ۷۵ ÷ ۵٫۴۰ = ۱۳٫۹ پس ۱۳ سهم. ارزش پوزیشن ۱۳ × ۴۸ = ۶۲۴ دلار.

دارایی B با حد ضرر تهاجمی ۱٫۸۰: ۷۵ ÷ ۱٫۸۰ = ۴۱٫۷ پس ۴۱ سهم. ارزش پوزیشن ۱٬۹۶۸ دلار.

هر دو معامله حدود ۷۵ دلار ریسک می‌کنند. دومی سه برابر اکسپوژر دارد و روی همان ایده و به همان دلیل، خیلی بیشتر استاپ می‌خورد. حد ضرر تنگ ریسک را کم نکرد، ریسک را از جنس سایز به جنس تکرار تبدیل کرد. درس ۹ توضیح می‌دهد چرا آن معامله معمولاً بدتر درمی‌آید.

حد ضرر شناور: قفل‌کردن سود بدون خفه‌کردن معامله

حد ضرر ثابت به سؤال «آیا اشتباه کردم» جواب می‌دهد. حد ضرر شناور به سؤال «آیا هنوز دارد کار می‌کند» جواب می‌دهد. این دو کار متفاوت‌اند و بیشتر سیستم‌ها به هر دو نیاز دارند.

حد ضرر چندلایری (chandelier) یکی از ساخت‌های رایج است: بالاترین قیمتی را که از زمان ورودتان دیده شده بگیرید، ۳ برابر ATR از آن کم کنید و هرگز آن سطح را پایین نیاورید. اگر روی ۴۸ وارد دارایی B شوید و ATR آن ۱٫۸۰ باشد، حد ضرر اولیه روی ۴۲٫۶۰ است. اگر قیمت تا ۵۶ برود، حد ضرر تا ۵۰٫۶۰ بالا می‌آید و حالا بالای نقطه‌ی ورود است. از آن نقطه به بعد معامله نمی‌تواند ضرر بدهد، مگر با گپ.

دو ویژگی ارزش توجه دارند. حد ضرر فقط بالا می‌رود، پس معامله همیشه فضایش را برای یک اصلاح حفظ می‌کند. و چون فاصله به ATR گره خورده، در بازارهای پرتلاطم خودبه‌خود بازتر و در بازارهای آرام تنگ‌تر می‌شود، بدون اینکه شما زیر فشار تصمیمی بگیرید.

چیزهایی که بی‌سروصدا جای حد ضرر را خراب می‌کنند

گذاشتنش روی سطح واضح. اگر کل نمودار کفِ سوئینگ روی ۴۴٫۰۰ را می‌بیند، تعداد زیادی حد ضرر درست زیر آن نشسته است. رسیدن قیمت به ۴۳٫۸۰ و برگشتنش توطئه نیست، یک حوضچه‌ی نقدینگی است که دارد کار همیشگی حوضچه‌های نقدینگی را می‌کند. گذاشتن حد ضرر کمی آن‌طرف‌تر از سطح واضح، کمی از سایز شما کم می‌کند و یک دسته‌ی کامل از خروج‌های اعصاب‌خردکن را حذف می‌کند.

جابه‌جا کردنش وقتی معامله باز است. بازکردن حد ضرر چون قیمت دارد به آن نزدیک می‌شود، گران‌ترین عادت در معامله‌گری خرد است. یک ضرر معلوم ۷۵ دلاری را به ضرری نامعلوم تبدیل می‌کند، و تقریباً همیشه همان لحظه‌ای است که سایز پوزیشن شما دیگر واقعی نیست.

حد ضرر ذهنی. حد ضرری که در سیستم ثبت نکرده‌اید، برنامه‌ای است که در بدترین لحظه‌ی ممکن سرش دوباره چانه می‌زنید. کل نکته‌ی تصمیم‌گیری از قبل این است که آن نسخه از شما خونسرد است.

حالت خوب چه شکلی است

باید بتوانید حد ضرر را قبل از ورود، در یک جمله و با اشاره به بازار و نه به حسابتان توضیح دهید. «زیر سطحی که سه بار نگه داشته، به‌علاوه‌ی کمی حاشیه» یک حد ضرر است. «پنجاه دلار» یک بودجه است که لباس حد ضرر پوشیده.

بعد هر فاصله‌ای که آن جمله تولید کرد را بردارید و بگذارید سایز را تعیین کند. اگر پوزیشن حاصل به‌طور آزاردهنده‌ای کوچک است، حد ضرر دارد چیز صادقانه‌ای درباره‌ی نوسانی که می‌خواستید بردارید به شما می‌گوید.

نکته کلیدی

حد ضرر قیمتی را نشان می‌دهد که در آن دلیل حضور شما در معامله دیگر درست نیست، و سایز پوزیشن خودش را با هر فاصله‌ای که از آن درمی‌آید تطبیق می‌دهد.

خودت را بسنج

دو دارایی روی ۴۸ دلار معامله می‌شوند. یکی ATR برابر ۰٫۶۰ دارد و دیگری ۱٫۸۰. چرا دومی معمولاً برای همان ایده به حد ضرر بازتری نیاز دارد؟
قیمت دارد به سمت حد ضرر شما می‌خزد و وسوسه شده‌اید آن را پایین‌تر ببرید تا معامله جا داشته باشد. واقعاً چه بر سر ریسک شما آمده است؟
تمرین

در بازپخش کندلی یک نقطه‌ی ورود علامت بزنید و هر دو حد ضرر ۱ برابر ATR و ۳ برابر ATR را یادداشت کنید، بعد بیست کندل جلو بروید و ثبت کنید کدام‌یک خورد و آیا دلیل اصلی معامله واقعاً باطل شده بود یا نه.

بازپخش کندل
آنچه خواندی را تمرین کن

ایندیکورا شبیه‌ساز رایگان، بازپخش کندل و کوچ رفتاری دارد که معاملات خودت را می‌خواند.

ورود به اپ