Indikora
خواندن چارت · 3/10

ATR و نوسان: اندازه‌گرفتن نویز عادی بازار

متوسط 8 دقیقه مطالعه

استاپ می‌خورید، بعد قیمت برمی‌گردد و بدون شما تا هدفی که از اول در ذهن داشتید می‌رود. آن‌قدر تکرار می‌شود که آدم‌ها باور می‌کنند بروکرشان شکارشان می‌کند. توضیح معمولاً کسل‌کننده‌تر است: حد ضرر داخل دامنه‌ای گذاشته شده بود که دارایی در یک روز عادی طی می‌کند، پس یک روز عادی برش داشت.

نوسان همان متغیر گمشده در جای‌گذاری حد ضرر معامله‌گر خرد است. حد ضرر ۱٪ روی یک ابزار سخاوتمندانه است و روی ابزار دیگر مسخره، و هیچ چیزی در عدد ۱٪ به شما نمی‌گوید کدام کدام است.

ATR چه اندازه می‌گیرد

میانگین دامنه‌ی واقعی، دامنه‌ی واقعی هر کندل را می‌گیرد - بزرگ‌ترینِ سقف منهای کف، سقف منهای بسته‌شدن قبلی، و بسته‌شدن قبلی منهای کف - و روی N کندل، معمولاً ۱۴، میانگین می‌گیرد.

آن بخشی که گپ را می‌بیند مهم است. کندلی که خیلی بالاتر از بسته‌شدن دیروز باز می‌شود و بعد آرام معامله می‌شود، همچنان یک حرکت واقعی بزرگ است، و دامنه‌ی واقعی این را می‌گیرد در حالی که سقف منهای کفِ ساده نمی‌گیرد.

خروجی به واحد خودِ ابزار است: دلار، پوینت، پیپ. ATR برابر ۱٬۴۰۰ روی دارایی‌ای که در ۶۰٬۰۰۰ معامله می‌شود یعنی سفر روزانه‌ی میانگین حدود ۲٫۳٪. ATR برابر ۰٫۶ روی دارایی‌ای که در ۴۰ معامله می‌شود یعنی حدود ۱٫۵٪. مقایسه‌ی ATR خام بین دارایی‌ها بی‌معنی است. مقایسه‌ی ATR نسبت به قیمت، یا مقایسه‌ی یک دارایی با ATR اخیر خودش، بی‌معنی نیست.

نویز با اشتباه‌بودن یکی نیست

اینجا همان چرخش ذهنی است که ATR را مفید می‌کند. بازاری که کمتر از دامنه‌ی روزانه‌ی عادی‌اش خلاف شما حرکت کرده هیچ چیزی به شما نگفته است. کاری کرده که هر روز می‌کند.

حد ضرر بیانیه‌ای است مبنی بر باطل‌بودن ایده‌ی شما، و یک ایده با حرکت روزمره باطل نمی‌شود. اگر استدلالتان بر یک ساختار روزانه سوار است ولی حد ضررتان روی ۰٫۴ برابر ATR نشسته، آن‌وقت حد ضررتان دارد چیزی بسیار کوچک‌تر از آن چیزی را می‌سنجد که درباره‌اش استدلال کرده بودید. این ناهماهنگی نرخ برد پایینی را تضمین می‌کند که هیچ ربطی به کیفیت تحلیل شما ندارد.

برای همین فاصله‌ی حد ضرر باید از بازار بیرون بیاید، نه از سطح راحتی شما. دو راه رایج تعیین حد ضرر - یک درصد رُند، یا مبلغ دلاری‌ای که حاضرید از دست بدهید - هر دو ابزار را کاملاً نادیده می‌گیرند.

حد ضرر پهن‌تر یعنی ریسک بیشتر نیست

اعتراض فوری است: حد ضرر پهن‌تر پول بیشتری می‌سوزاند. این فقط وقتی درست است که حجم پوزیشن ثابت باشد، و حجم پوزیشن هرگز نباید ثابت باشد.

ریسک یک معامله برابر است با فاصله‌ی حد ضرر ضربدر حجم پوزیشن. اول ریسک را به‌صورت درصدی از سرمایه ثابت کنید، بعد بگذارید فاصله‌ی حد ضرر حجم را تعیین کند:

  • سرمایه ۲۰٬۰۰۰، ریسک ۰٫۵٪ = ۱۰۰ واحد پول در معرض ریسک.
  • فاصله‌ی حد ضرر ۲٫۵ برابر ATR، و ATR برابر ۱٫۶۰ است، پس حد ضرر ۴٫۰۰ آن‌طرف‌تر می‌نشیند.
  • حجم پوزیشن = ۱۰۰ ÷ ۴٫۰۰ = ۲۵ واحد.

ATR را دو برابر کنید، پوزیشن نصف می‌شود، در حالی که پول در معرض ریسک همان ۱۰۰ می‌ماند. دارایی‌های پرنوسان حد ضرر پهن‌تر و به‌تناسب پوزیشن کوچک‌تری می‌گیرند. همین یک قاعده بیشترِ نوسان تصادفی در اینکه هر معامله چقدر می‌تواند برایتان خرج بردارد را حذف می‌کند.

ایندیکورا به‌طور پیش‌فرض همین‌طور کار می‌کند: ریسک هر معامله ۰٫۵٪ تا ۰٫۷۵٪ سرمایه بسته به سبک، با حجمی که از فاصله‌ی حد ضرر مشتق می‌شود نه اینکه اول انتخاب شود.

استاپ چندلیر

حد ضرر ثابت خطی است که از نقطه‌ی ورود روی زمین کشیده می‌شود. استاپ چندلیر حرکت می‌کند.

به بالاترین قیمتی که از زمان ورود دیده شده لنگر می‌اندازد و مضربی از ATR زیر آن سقف می‌نشیند. ایندیکورا از ۳ × ATR استفاده می‌کند. با پیشروی قیمت، سقف جلو می‌رود و حد ضرر دنبالش می‌آید. هرگز پایین نمی‌آید.

دو ویژگی باعث می‌شود این خوب رفتار کند. با نوسان تطبیق پیدا می‌کند، پس بازاری که وحشی‌تر می‌شود به‌طور خودکار فضای بیشتری می‌گیرد به‌جای اینکه شما را به‌خاطر گسترش بیرون بیندازد. و سود باز را بدون نیاز به تصمیم‌گیری به یک کف تبدیل می‌کند، که آن لحظه‌ای را حذف می‌کند که در آن خودتان را قانع می‌کردید حد ضرر را جابه‌جا کنید.

هزینه‌اش واقعی است و ارزش گفتن دارد: همیشه بخشی از قله را پس می‌دهید. تریلینگ ۳ × ATR در هر خروج تقریباً سه روز حرکت میانگین را از سقف پس می‌دهد. این بهای زودخارج‌نشدن در هر مکث است. هیچ قاعده‌ی تریلینگی وجود ندارد که قله را نگه دارد.

انتخاب صادقانه‌ی ضریب

آدم‌ها مدت زیادی دنبال بهترین ضریب ATR می‌گردند. این جست‌وجو بیشترش هدر است، به همان دلیلی که تنظیم طول میانگین متحرک هدر است.

ضریب‌های کوچک نرخ برد شما را در سمت ضرر بالا می‌برند و برنده‌هایتان را کوتاه می‌کنند. ضریب‌های بزرگ بیشتر پس می‌دهند ولی بیشتر در معامله می‌مانند. جایی حدود ۲ تا ۳٫۵ برابر ATR همان جایی است که بیشتر کار دنبال‌کردن روند به آن می‌رسد، و عدد دقیق داخل این باند بسیار کم‌اهمیت‌تر از این است که آن را با ثبات به کار ببرید.

اگر یک بک‌تست فقط روی ۲٫۷ کار می‌کند و روی ۲٫۵ و ۳٫۰ از هم می‌پاشد، این دقت نیست. بیش‌برازش است، و درس بعدی درباره‌ی بک‌تست همین است که چطور مچش را بگیرید.

نوسان دشمن یک پوزیشن نیست. محیطی است که پوزیشن در آن حرکت می‌کند. همین که حد ضررتان به‌جای دلاری که راحتید از دست بدهید با ATR اندازه‌گیری شود، بیشترِ تجربه‌ی «استاپ خوردم و بعد برگشت» بی‌سروصدا تمام می‌شود.

نکته کلیدی

ATR می‌گوید یک دارایی معمولاً چقدر حرکت می‌کند، پس حد ضرری که داخل این دامنه گذاشته شود حد ضرری است که نویز پیش از اشتباه‌بودن ایده به آن می‌خورد.

خودت را بسنج

یک دارایی با ATR برابر ۱٫۶۰ و یکی با ATR برابر ۰٫۴۰ هر دو شرایط شما را دارند. با ریسک کسری ثابت، چه چیزی باید بین این دو معامله فرق کند؟
تریلینگ استاپ ۳ × ATR شما معامله را خیلی پایین‌تر از بالاترین قیمتی که دیده بست. این نشانه‌ی چیست؟
تمرین

دو دارایی با ATR آشکارا متفاوت انتخاب کنید و با ماشین‌حساب حجم پوزیشن تعداد سهم یا قراردادی را پیدا کنید که با حد ضرر ۲٫۵ برابر ATR دقیقاً ۰٫۵٪ سرمایه‌تان را روی هرکدام در معرض ریسک بگذارد.

ماشین‌حساب حجم
آنچه خواندی را تمرین کن

ایندیکورا شبیه‌ساز رایگان، بازپخش کندل و کوچ رفتاری دارد که معاملات خودت را می‌خواند.

ورود به اپ