Indikora
خواندن چارت · 2/10

مومنتوم: اینکه یک حرکت جان دارد یا نه

متوسط 8 دقیقه مطالعه

جایی همان اول به شما یاد داده‌اند که RSI بالای ۷۰ یعنی اشباع خرید و RSI زیر ۳۰ یعنی اشباع فروش. این پرتکرارترین جمله‌ی تحلیل تکنیکال خرد است، و احتمالاً بیشتر از هر ایده‌ی دیگری پول سوزانده، چون بی‌سروصدا یک سنجش قدرت را به فرمان بازگشت تبدیل می‌کند.

اندیکاتورهای مومنتوم خستگی را اندازه نمی‌گیرند. سرعت را اندازه می‌گیرند. بازاری که تند حرکت می‌کند، دقیقاً تا وقتی که تند حرکت می‌کند عدد حدی مومنتوم می‌سازد، و در یک روند واقعی این می‌تواند ماه‌ها طول بکشد.

مومنتوم واقعاً چه حساب می‌کند

بسته‌بندی را که کنار بزنید، تقریباً هر اندیکاتور مومنتوم یکی از این دو کار را می‌کند: قیمت امروز را با قیمت N کندل قبل مقایسه می‌کند، یا اندازه‌ی حرکت‌های صعودی اخیر را با اندازه‌ی حرکت‌های نزولی اخیر.

نرخ تغییر از نوع اول است. قیمت امروز تقسیم بر قیمت ۲۸ کندل پیش، منهای یک. مثبت یعنی ۲۸ کندل آخر خالصاً پیشروی کرده‌اند. کل محاسبه همین است.

RSI از نوع دوم است. میانگین سود کندل‌های صعودی را می‌گیرد و بر مجموع میانگین سود و میانگین ضرر تقسیم می‌کند، مقیاس‌شده روی ۰ تا ۱۰۰. عدد ۸۰ یعنی کندل‌های اخیر به‌شکل غالبی مثبت بوده‌اند. هیچ اطلاعاتی درباره‌ی کاری که کندل بعدی می‌کند در خودش ندارد.

آن چیزی که آدم‌ها را گیج می‌کند مقیاس است. چون RSI بین ۰ و ۱۰۰ محصور است، شبیه گیجی به‌نظر می‌رسد که ناحیه‌ی قرمز دارد. قیمت محصور نیست. یک سهم یا یک جفت‌ارز می‌تواند هفته‌ها پیشروی کند در حالی که RSI چسبیده به سقف مانده، و هر معامله‌ی بازگشت به میانگین در خلاف جهتش ضرر می‌دهد.

دوباره همان مسئله‌ی روند در برابر رنج

اسیلاتورهای مومنتوم در رنج کار می‌کنند و در روند شکست می‌خورند. خودِ عدد مومنتوم در روند کار می‌کند و در رنج گمراه می‌کند. این‌ها دو کاربرد متفاوت از یک خانواده‌ی ریاضی‌اند، و قاطی‌کردنشان سرچشمه‌ی بیشترِ سردرگمی است.

اگر بازار داخل یک باند نوسان می‌کند، حدها واقعاً تمایل به بازگشت دارند، چون فشار جهت‌دار وجود ندارد و قیمت مدام به وسط برمی‌گردد. اگر بازار روند دارد، حدها امضای خودِ روندند، و شرط‌بستن علیهشان یعنی مکرر علیه تنها نیروی موجود در بازار شرط ببندید.

پس پرسش مفید هیچ‌وقت «RSI چند است» نیست. این است که «در چه جور بازاری هستم، و بنابراین این عدد یعنی قدرت یا یعنی کشیدگی». پرسش دوم را با خودِ اندیکاتور نمی‌شود جواب داد. این طبقه‌بندی‌ای است که اول از ساختار قیمت انجام می‌دهید.

واگرایی بیشتر از چیزی که می‌گیرد شک لازم دارد

واگرایی - اینکه قیمت سقف بالاتر می‌زند و مومنتوم سقف پایین‌تر - به‌عنوان هشدار زودهنگام بازگشت معرفی می‌شود. یکی از فریبنده‌ترین الگوهای روی نمودار است، چون شبیه دانش محرمانه به‌نظر می‌رسد.

واگرایی رایج است، بازگشت نادر، پس بیشتر واگرایی‌ها با رسیدن مومنتوم به قیمت حل می‌شوند نه با چرخش قیمت به پایین. روندهای قوی پیوسته واگرایی می‌سازند. اولین جهش از کف خشن است و عدد مومنتوم عظیمی چاپ می‌کند، و هر پای بعدی در مقایسه با آن آرام‌تر است، که به‌صورت واگرایی ثبت می‌شود، حتی وقتی قیمت همچنان سقف تازه می‌زند.

اگر می‌خواهید صادقانه از واگرایی استفاده کنید، بشمریدش. یک سال از یک دارایی را مرور کنید، هر واگرایی را علامت بزنید، و ثبت کنید چندتایشان پیش از تغییر واقعی روند آمده‌اند و چندتا جذب شده‌اند. این نسبت معمولاً آدم را سر جایش می‌نشاند.

نسخه‌ی ساده معمولاً کافی است

ایندیکورا مومنتوم را به‌صورت نگاه ۲۸ روزه در تایم روزانه اندازه می‌گیرد و آن را در کنار بالابودن قیمت نسبت به SMA50 به‌عنوان فیلتر به کار می‌برد. درست‌بودن هر دو شرط یعنی دارایی در روند صعودی خودش است و می‌شود بررسی‌اش کرد. همین - نه زنجیره‌ی هموارسازی، نه خط سیگنال، نه منطق واگرایی.

دلیل ساده نگه‌داشتنش این است که مومنتوم سنجشی پرنویز است، و هر تبدیل اضافه روی یک سنجش پرنویز پارامتر اضافه می‌کند بی‌آنکه اطلاعات اضافه کند. MACD مثلاً تفاضل دو میانگین متحرک است با یک میانگین متحرک سوم رویش. مفهومی جدا از مومنتوم نیست. مومنتوم است با پیچ‌های بیشتر، و هر پیچ فرصت تازه‌ای است برای برازش‌دادن به گذشته.

یک نگاهِ ثابتِ واحد یک مزیت عظیم دارد: نمی‌توانید بعد از دیدن نتایج بی‌سروصدا تنظیمش کنید. عدد پیش از تست تعیین می‌شود، و یا در دارایی‌های مختلف دوام می‌آورد یا نمی‌آورد.

مومنتوم واقعاً چه چیزی می‌گوید

می‌گوید مسیر اخیر خالصاً رو به بالا بوده یا رو به پایین، و تقریباً با چه شدتی. این یک واقعیت واقعی، مفید و محدود است.

نمی‌گوید حرکت کِی تمام می‌شود. هیچ چیزی که فقط قیمت‌های گذشته را می‌خواند نمی‌گوید. خروج‌ها با سازوکار جداگانه‌ای مدیریت می‌شوند - یک قاعده‌ی تریلینگ مبتنی بر نوسان، یک سطح، یک محدودیت زمانی - چون خواستن از یک عدد مومنتوم که خروجتان را هم زمان‌بندی کند یعنی خواستن دو کار ناسازگار از یک عدد.

با مومنتوم مثل توصیفی از زمان حال رفتار کنید. حرکت تند است یا نیست. اینکه ادامه پیدا می‌کند یا نه، احتمالی است که با حجم پوزیشن و حد ضرر مدیریتش می‌کنید، نه قطعیتی که از یک اسیلاتور بیرون بکشید.

نکته کلیدی

مومنتوم اندازه می‌گیرد قیمت چقدر تند تغییر می‌کند، پس یک عدد حدی قدرتِ در جریان را توصیف می‌کند نه بازگشتی که قرار است اتفاق بیفتد.

خودت را بسنج

یک دارایی سه هفته RSI را بالای ۷۵ نگه داشته و در همین حال سقف‌های تازه زده است. این عدد مستقیماً چه چیزی را توصیف می‌کند؟
می‌بینید مومنتوم سقف‌های پایین‌تر می‌زند در حالی که قیمت سقف‌های بالاتر می‌زند. تفسیر صادقانه چیست؟
تمرین

یک سال کندل روزانه را قدم‌به‌قدم جلو ببرید و هر واگرایی مومنتوم را که پیدا می‌کنید ثبت کنید، بعد علامت بزنید که پس از هرکدام تغییر روند آمده یا قیمت در همان جهت ادامه داده است.

بازپخش کندل
آنچه خواندی را تمرین کن

ایندیکورا شبیه‌ساز رایگان، بازپخش کندل و کوچ رفتاری دارد که معاملات خودت را می‌خواند.

ورود به اپ