ترند واقعاً چیست: قاعدهای که از قبل قابل بررسی است
از ده معاملهگر بخواهید روی نمودار به یک روند اشاره کنند، ده جواب کاملاً مطمئن میگیرید و بیشترشان به یک چیز اشاره میکنند: بخشی از نمودار که قبلاً بالا رفته است. این تعریف نیست. این نگاه به گذشته است با یک خطکش رویش.
این کلمه طوری به کار میرود که انگار همه سر معنایش توافق دارند، و اختلاف برداشت گران تمام میشود. اگر نمیتوانید در یک جمله بگویید چه باید اتفاق بیفتد تا روند دیگر وجود نداشته باشد، تعریفی از روند ندارید. یک حالوهوا دارید.
روند یک قاعده است، نه یک شکل
تنها تعریف مفید از روند تعریفی است که بشود آن را دست کسی داد که هرگز آن نمودار را ندیده است. او باید بتواند همان قاعده را اجرا کند و به همان جوابی برسد که شما رسیدید، بدون اینکه بداند شما امیدوارید بعد از این چه اتفاقی بیفتد.
نسخهی کلاسیک ساختاری است: روند صعودی یعنی دنبالهای از سقفهای بالاتر و کفهای بالاتر. قیمت یک قله میسازد، بدون شکستن کف قبلی اصلاح میکند، بعد قلهای بالاتر از قلهی قبلی میسازد. روند نزولی تصویر آینهای همین است. این کار میکند، اما لازم دارد یک آدم تصمیم بگیرد کدام قلهها به حساب میآیند، و آدمها به نفع پوزیشنی که همین حالا دارند تصمیم میگیرند.
نسخهی مکانیکی قضاوت را با حسابوکتاب عوض میکند. قیمت بالای میانگین متحرک ۵۰ روزه باشد، و قیمت امروز بالاتر از قیمت ۲۸ روز پیش باشد. هر دو شرط عددند. هیچکدام کاری به نقطهی ورود شما ندارند.
ایندیکورا روند را دقیقاً به همین شکل و روی نمودار روزانه اندازه میگیرد: قیمت بالای میانگین متحرک سادهی ۵۰ روزه و مومنتوم ۲۸ روزه مثبت. وقتی هر دو برقرار باشند، دارایی در روند صعودی خودش در نظر گرفته میشود و واجد شرایط تحلیل بیشتر میشود. این یک فیلتر است، نه یک دستور.
چرا یک شرط کافی نیست
قاعدهی تکشرطی بهراحتی فریب میخورد، و معمولاً در بدترین لحظهی ممکن فریب میخورد.
فقط از «قیمت بالای میانگین ۵۰ روزه» استفاده کنید و هر جهش شدید داخل یک بازار نزولی را شکار میکنید. بعد از یک ریزش طولانی، میانگین تند پایین میآید. کافی است قیمت چند هفته از ریختن دست بکشد تا سرش از میانگین بیرون بزند. قاعده میگوید روند صعودی. نمودار میگوید جهش گربهی مرده، فقط با تایمینگ خوب.
فقط از مومنتوم استفاده کنید و به شکست معکوس میرسید. یک دارایی میتواند نسبت به ۲۸ روز پیش بالاتر باشد و در عین حال خیلی پایینتر از یک میانگین بلند و نزولی بنشیند، یعنی ریکاوری واقعی است اما در برابر خسارتی که خورده کوچک است. مومنتوم بهتنهایی با یک روز گپدار هم شلیک میکند، چون همان یک روز کل مقایسهی ۲۸ روزه را با خودش میکشد.
الزام هر دو شرط معجزه نیست. فقط یعنی دارایی باید هم بالای یک سطح مرجع میانمدت باشد و هم واقعاً مسیر رو به بالا را طی کرده باشد تا به آنجا برسد. بیشتر سیگنالهای تقلبی در یکی از این دو رد میشوند.
روند خاصیت تایمفریم است، نه خاصیت دارایی
«آیا طلا در روند صعودی است» یک سؤال ناقص است. طلا میتواند در یک لحظهی واحد روی نمودار روزانه بالای میانگین ۵۰ روزهاش باشد و روی تایمفریم ۱ ساعته زیر میانگین ۵۰ دورهایاش. هر دو جمله درستاند و با هم تناقضی ندارند، چون دو پنجرهی متفاوت را اندازه میگیرند.
بخش بزرگی از سردرگمی مبتدیها از همینجا میآید. یک نظر مبتنی بر نمودار روزانه میخوانید، بعد نمودار ۵ دقیقهای را باز میکنید، کندلهای قرمز میبینید و فرض میکنید یکی دارد اشتباه میگوید. هیچکس اشتباه نمیگوید. شما ابزار اندازهگیری را عوض کردهاید. درس «تایمفریمها: چرا نمودار روزانه کمتر دروغ میگوید» میگوید این کار چه هزینهای برایتان دارد.
تایمفریمی را که قاعدهتان روی آن زندگی میکند انتخاب کنید و بلند بگویید کدام است. تعریف روند بدون تایمفریمی که به آن چسبیده باشد، اصلاً تعریف نیست.
هر تعریفی دیر است، و این بهای عینی بودن است
هیچ قاعدهای تا بعد از تمامشدن روند به شما نمیگوید روند تمام شده است. میانگین متحرک، میانگین گذشته است. مومنتوم، مقایسه با گذشته است. اینها ذاتاً تأخیر دارند.
معاملهگرها سعی میکنند با تندتر کردن قاعده این را درست کنند، که تأخیر را از بین نمیبرد. فقط باعث میشود قاعده بیشتر تغییر جهت بدهد، پس در کششهای خنثی که بیشتر عمر یک نمودار را میسازند مدام وارد و خارج میشوید. نسخهی کند دیر اشتباه میکند. نسخهی تند زیاد اشتباه میکند.
به همین دلیل قاعدهی روند معمولاً همان قاعدهی خروج نیست. ایندیکورا مثلاً از شرطهای روند برای تعیین اینکه چه چیزی واجد شرایط است استفاده میکند و برای خروج از یک حد ضرر جداگانه: بالاترین قیمت از زمان ورود، منهای ۳ برابر میانگین دامنهی واقعی (ATR). روند جهانِ انتخاب را تعریف میکند، حد ضرر ریسک را.
تغییر عملی کوچک است و همهچیز را عوض میکند. بهجای اینکه به نمودار نگاه کنید و بپرسید «این قوی بهنظر میرسد؟»، نگاه میکنید و میپرسید «این قبول میشود؟». یکی از این دو سؤال جوابی دارد که برخورد با فردا را تاب میآورد. آن یکی ندارد.
روند یک قاعده است که پیش از وقوع میشود بررسیاش کرد، نه شکلی که بعداً روی نمودار تشخیص میدهید.
خودت را بسنج
شش ماه از هر داراییای را کندلبهکندل بازپخش کنید و تاریخ دقیقی را که قاعدهی نوشتهشدهی روندتان روشن و بعد خاموش شد علامت بزنید، بدون اینکه در طول کار قاعده را ویرایش کنید.
بازپخش کندلایندیکورا شبیهساز رایگان، بازپخش کندل و کوچ رفتاری دارد که معاملات خودت را میخواند.
ورود به اپ