حمایت، مقاومت، و چرا بازار اینقدر رنج میزند
زیر سه کفی که تقریباً روی یک قیمت خوردهاند یک خط افقی میکشید. دفعهی بعد که قیمت به آنجا میآید، برمیگردد. حس میکنید خط کاری کرده است. نکرده است.
هیچ چیزی روی نمودار قدرتی روی قیمت ندارد. خطی که شما کشیدهاید بودجهای ندارد. چیزی که واقعاً آنجاست انبوهی از سفارشهاست که روی قیمتهای نزدیک به هم نشستهاند، گذاشتهشده توسط آدمهایی که هرگز با هم حرف نزدهاند و به دلایل کاملاً کسلکنندهای به یک عدد رسیدهاند.
یک سطح از چه ساخته شده است
حمایت قیمتی است که بهاندازهی کافی تقاضای خرید خوابیده روی آن نشسته تا فروشندههای تازهوارد را جذب کند. مقاومت دقیقاً همین است با جای طرفین عوضشده. کل مکانیزم همین است.
سه گروه جدا معمولاً روی یک قیمت به هم میرسند. آدمهایی که دفعهی قبل میخواستند آنجا بخرند و جا ماندند و این بار سفارش لیمیت گذاشتهاند. آدمهایی که بالاتر خریدهاند، در ضرر نشستهاند و اگر فرصتش را پیدا کنند سربهسر میفروشند. و آدمهایی که سفارش استاپشان را کمی آنطرفتر از سطح گذاشتهاند، چون همانجا ارزانترین جای ممکن برای تعریف «من اشتباه کردم» است.
همین ترکیب است که سطوح را به منطقه تبدیل میکند، نه خط. سفارشها دور یک عدد رند یا یک سقف قدیمی جمع میشوند، نه روی یک تیک مشخص. سطحی که دفعهی قبل تا سنت آخر نگه داشت، این بار نیم درصد از آن رد میشود، و همچنان دارد کارش را میکند.
هر بار که از یک سطح استفاده شود، ضعیفتر میشود. هر برخورد بخشی از سفارشهای نشسته آنجا را مصرف میکند. چهارمین آزمون یک حمایت خریدارهای کمتری پشتش دارد تا اولین آزمون، و این دقیقاً برعکس آن باور رایج است که سطح با چند بار نگهداشتن «خودش را ثابت میکند».
چرا اینقدر از نمودارها خنثی حرکت میکنند
بیشتر آدمها بازار را روندداری تصور میکنند با مکثهای گاهبهگاه. نمودار عکسش را میگوید: داراییها بیشتر عمرشان را داخل یک رنج میگذرانند و روند، وقفه است.
رنج وقتی وجود دارد که خریدارها و فروشندهها سر جهت اختلاف دارند اما سر ارزش توافق. بالای یک قیمت مشخص، فروشندهها آن را گران میدانند و وارد میشوند. زیر یک قیمت دیگر، خریدارها آن را ارزان میدانند و وارد میشوند. هیچ طرف نمیتواند طرف مقابل را کنار بزند، پس قیمت بین دو خوشهی سفارش نوسان میکند تا چیزی خودِ آن اختلاف را عوض کند.
آن «چیزی» معمولاً اطلاعات است: یک گزارش سود، یک تصمیم نرخ بهره، یک بازیگر بزرگ که باید حجم جابهجا کند و برایش مهم نیست قیمت چند است. درس «چه چیزی واقعاً بازار را حرکت میدهد» میگوید این فشار از کجا میآید. تا وقتی نرسیده، رنج شکست بازار نیست. کارکرد بازار است.
این از نظر عملی مهم است چون رفتار رنج و رفتار روند دو عادت متضاد را تنبیه میکنند. خرید در ضعف داخل رنج جواب میدهد و در روند نزولی شما را خونریزی میدهد. خرید در قدرت در روند جواب میدهد و در رنج شما را خونریزی میدهد. بیشتر مبتدیها در هیچکدام از این دو بد نیستند. عادت درست را در رژیم غلط اجرا میکنند.
شکست، شکست جعلی، و اینکه استاپها کجا نشستهاند
قیمت وقتی از رنج بیرون میزند که سفارشهای یک طرف تمام شده باشد، و معمولاً خشن بیرون میزند. بهمحض اینکه فروشندههای خوابیدهی بالای رنج پر شدند، تا خوشهی بعدی بالای سرشان هوای رقیق است، پس حرکت سریع میشود و شبیه اعتقاد بهنظر میرسد.
همیشه اعتقاد نیست. هم فروشندهها و هم خریدارها میدانند سطح آشکار کجاست، و سفارشهای استاپ درست آنطرفش نشستهاند. یک فشار به آن سوی سطح آن استاپها را فعال میکند، که دقیقاً همان کندل تیزی را میسازد که یک شکست واقعی میسازد، و بعد قیمت به داخل برمیگردد. در بیشتر موارد هیچکس این را عمداً نساخته است. دفتر سفارشها فقط آنجا یک حفره داشت.
در همان لحظهای که اتفاق میافتند نمیتوانید این دو را از هم تشخیص بدهید. هرکس خلاف این را ادعا کند دارد دربارهی نمودارهایی حرف میزند که آخرش را از قبل میداند. کاری که میتوانید بکنید این است که اولین کندل عبوری از یک سطح را بهجای تأیید، یک فرضیه در نظر بگیرید و حجمتان را همانطور تعیین کنید.
رسم سطوح بدون دروغگفتن به خودتان
اگر پیدا کردن یک سطح بیشتر از حدود ده ثانیه طول بکشد، احتمالاً آن سطح آنجا نیست. خوشههای واقعی آشکارند: یک سقف قدیمی روشن، یک کف قدیمی، طاقچهای که قیمت چند روز رویش گیر کرده، یک عدد رند. اگر دارید خط را میکشید تا به چهار سایه در ارتفاعهای کمی متفاوت برسد، دیگر سطح پیدا نمیکنید، سطح میسازید.
دو عادت این کار را صادقانه نگه میدارد. سطوح را روی تایمفریمی بالاتر از آنچه نگاه میکنید رسم کنید تا به نویز واکنش ندهید. و آنها را از لبهی چپ نمودار به جلو علامت بزنید، پیش از آنکه ببینید بعدش چه شد، تا نتیجه نتواند روی جای خط اثر بگذارد.
ایندیکورا مستقیماً روی سطوح معامله نمیکند. شرطهای روند و خروج دنبالهروی آن هر دو با قیمت و نوسان کار میکنند نه با خطوط رسمشده، دقیقاً به این دلیل که سطح دستکشیده را نمیشود مثل یک قاعدهی عددی راستیآزمایی یا هش کرد.
سطح، سندی است از جایی که آدمها قبلاً نظرشان عوض شده است. این واقعاً اطلاعات مفیدی است، و پیشبینی نیست. قیمت هیچ تعهدی به ایستادن آنجا ندارد و مرتب هم نمیایستد. سطح را اینطور بخوانید: «اینجا جایی است که دفعهی قبل عرضه و تقاضا به هم خوردند»، و آنوقت کششهای خنثای نمودار دیگر شبیه روندهای خراب بهنظر نمیرسند.
حمایت و مقاومت جایی است که سفارشهای خوابیده روی هم انباشته شدهاند، نه خطی که قیمت موظف باشد به آن احترام بگذارد.
خودت را بسنج
بازپخش را روی یک تاریخ گذشتهی تصادفی متوقف کنید، فقط با دادهی روی صفحه سه سطح آشکار را علامت بزنید، بعد ۳۰ کندل جلو بروید و بنویسید قیمت از هرکدام چقدر رد شده است.
بازپخش کندلایندیکورا شبیهساز رایگان، بازپخش کندل و کوچ رفتاری دارد که معاملات خودت را میخواند.
ورود به اپ