خواندن کندل بدون نویز الگوها
یک صنعت کامل روی اسم الگوهای کندلی ساخته شده است. چکش، مرد آویزان، سه کلاغ سیاه، ستارهی عصرگاهی. روایت این است که پنجاه اسم را یاد بگیرید و نمودار شروع میکند با شما حرف زدن.
آن بخشی که جا میماند این است. هر کندل دقیقاً چهار عدد دارد: قیمت باز شدن دوره، بالاترین قیمت معاملهشده، پایینترین قیمت معاملهشده، و قیمت بسته شدن. هر اسم الگو توصیفی از نسبت این چهار عدد با هم است. اسم چیزی اضافه نمیکند. فقط حرفزدن دربارهی آن رابطه را سادهتر میکند، و دیدن جایی که آن رابطه وجود ندارد را هم.
چهار عدد، و ارزش هرکدام
بسته شدن آموزندهترین عدد از این چهارتاست، و اصلاً رقابت نزدیکی نیست. بسته شدن آخرین قیمتی است که هر دو طرف پیش از پایان پنجره سرش توافق کردهاند. روی نمودار روزانه، قیمتی است که یک سشن کامل از نظرات همه را زنده مانده. باز شدن بیشتر یک اثر جانبی از جایی است که سشن قبلی متوقف شده.
سقف و کف به شما میگویند قیمت حاضر بوده چه دامنهای را طی کند. این یک اندازهگیری نوسان است و مادهی خام میانگین دامنهی واقعی (ATR) که بیشتر روشهای سیستمی تعیین حد ضرر رویش بنا شدهاند. خروج ایندیکورا برابر است با بالاترین قیمت از زمان ورود منهای ۳ برابر ATR، یعنی همان سایهها مستقیماً تعیین میکنند حد ضرر چقدر از قیمت فاصله بگیرد.
بدنه توافق است، سایه رد کردن. بدنهی بلند یعنی قیمت در یک جهت حرکت کرده و وقتی پنجره بسته شده همانجا مانده است. سایهی بلند یعنی قیمت جایی رفته و برگشته، پس هرکس آن را به آنجا هل داده بهاندازهی کافی پشتش نداشته که نگهش دارد.
این واقعاً مفید است، و در ضمن کل محتوای بیشتر اسمهای الگوست. «چکش» یعنی بدنهی کوچک با سایهی پایینی بلند. به آن کلمه نیاز ندارید. نیاز دارید متوجه شوید که قیمت پایینتر را کاوش کرده و دوباره خریده شده است.
چرا الگوهای نامدار بهاندازهی شهرتشان کار نمیکنند
بیشتر الگوهای کندلی روی بازارهای برنج قرن ۱۸ فهرست شدهاند و هرگز از یک آزمون آماری درست بیرون نیامدهاند. وقتی این الگوها روی نمونههای بزرگ از بازارهای نقدشوندهی امروزی اجرا میشوند، برتریشان معمولاً جایی بین ناچیز و صفر است، و اغلب کوچکتر از اسپردی است که برای معاملهکردنش میپردازید.
دو دلیل ساختاری دارد. اول اینکه الگو توصیف دو یا سه کندل بهصورت منفرد است، و همان سه کندل در سقف یک حرکت ششماهه معنایی کاملاً متفاوت از وسط یک رنج دارد. بیشتر کار را زمینه انجام میدهد، و اسم الگو عمداً زمینه را دور میریزد.
دوم حسابوکتاب است. یک «پوشای صعودی» روی روزانه فقط دو کندل ۴ ساعته است که به شکل خاصی به هم چسبیدهاند. نمودارتان را از روزانه به سشنی ببرید که دو ساعت دیرتر بسته میشود و نصف الگوهایتان ناپدید میشوند، چون مرز بین کندلها یک قرارداد تقویمی است، نه یک رویداد بازار. در کریپتو که اصلاً بسته شدن رسمی وجود ندارد، مرز کندل روزانه هرچیزی است که صرافی شما از UTC فهمیده باشد.
این استدلالی برای نادیدهگرفتن کندلها نیست. استدلالی است برای خواندن عددها بهجای حفظکردن واژگان.
یک کندل واقعاً چه میتواند بگوید
دامنه نسبت به دامنهی اخیر، سیگنالی است که ارزش تماشا دارد. کندلی که سه برابر پهنتر از ۲۰ کندل قبلی باشد یعنی چیزی عوض شده: اطلاعات رسیده، یا نقدشوندگی غیب شده، یا هر دو. این مستقل از رنگ کندل درست است و بدون نامگذاری هم قابل اندازهگیری است.
جای بسته شدن داخل دامنهی همان کندل، دومی است. کندلی که در یکدهم بالایی دامنهاش بسته شود میگوید در آن پنجره حرف آخر با خریدارها بوده. کندلی که وسط بسته شود میگوید هیچ چیز فیصله پیدا نکرده. این را میشود بهجای چشمتنگکردن، بهصورت یک عدد حساب کرد.
گپ یعنی کندلی که گفتوگویش گم شده است. وقتی بازار خیلی دورتر از جایی که بسته بود باز میشود، در آن فاصله معاملهای انجام نشده، پس هیچ سفارش خوابیدهای در آن فضا نیست. برای همین است که گپها اغلب سریع پر میشوند و گاهی هم میدوند: چیزی آنجا نیست که در هیچکدام از دو جهت جلوی قیمت را بگیرد. بازارهای ۲۴ ساعته مثل کریپتو و فارکس خیلی کمتر گپ میدهند، که یکی از تفاوتهای واقعی بین کلاسهای دارایی است.
عادتی که کندل را خواندنی میکند
زوم بیرون. تقریباً هر کندلی که روی نمودار ۵ دقیقهای دراماتیک بهنظر میرسد روی روزانه نامرئی است، و تقریباً هر کندلی که روی روزانه اهمیت دارد بدون هیچ تفسیری آشکار است.
بعد دست بردارید از اینکه بپرسید کندل چه چیزی را پیشبینی میکند و شروع کنید بپرسید چه چیزی را ثبت کرده است. سایهی بالایی بلند ریزش را پیشبینی نمیکند. ثبت میکند که روی آن قیمت، مدتی فروشندهها از خریدارها بیشتر بودهاند. اینکه فردا هم ادامه دارد یا نه سؤال جداگانهای با جواب جداگانه است، و کندل آن را در خودش ندارد.
معاملهگرهایی که قیمت را خوب میخوانند جدول اسم الگوها را در ذهنشان جستوجو نمیکنند. دو سه کمیت ساده را در طول زمان دنبال میکنند: این کندل نسبت به حالت عادی چقدر پهن است، کجای خودش بسته شده، و آیا نزدیک قیمتی اتفاق افتاده که آدمها قبلاً آنجا نظرشان عوض شده است. این فهرست کوتاهی است، حدود یک هفته طول میکشد تا ملکه شود، و از آزمونشدن جان سالم به در میبرد.
کندل یعنی چهار عدد و یک پنجرهی زمانی، و اسم الگو چیزی به آنچه خود عددها گفتهاند اضافه نمیکند.
خودت را بسنج
۴۰ کندل روزانه را قدمبهقدم جلو ببرید و برای هرکدام دو عدد ثبت کنید، دامنهاش بهصورت ضریبی از میانگین دامنهی ۲۰ کندل و جای بسته شدنش داخل دامنهی خودش، بعد ببینید اصلاً کدامیک از آن کندلها را میدیدید.
بازپخش کندلایندیکورا شبیهساز رایگان، بازپخش کندل و کوچ رفتاری دارد که معاملات خودت را میخواند.
ورود به اپ