Indikora
مبانی بازار · 4/10

انواع سفارش: مارکت، لیمیت و استاپ

مبتدی 8 دقیقه مطالعه

هر سفارشی که در عمرتان ثبت کنید انتخابی بین دو تضمین است، و فقط یکی از آن دو را می‌توانید داشته باشید. یا مطمئنید معامله انجام می‌شود و نمی‌دانید چقدر خرج برمی‌دارد، یا مطمئنید چقدر خرج برمی‌دارد و نمی‌دانید انجام می‌شود یا نه.

همین یک بده‌بستان، سفارش‌های مارکت، لیمیت، استاپ و هر ترکیبی که رویشان ساخته شده را توضیح می‌دهد. وقتی این را ببینید، منوی تیکت کارگزارتان از حالت ترسناک درمی‌آید و تبدیل می‌شود به مجموعه‌ای از جواب‌ها به یک سؤال واحد.

سفارش مارکت: قطعیت اجرا

سفارش مارکت می‌گوید «همین حالا مرا با هر چیزی که در دفتر سفارش‌ها هست پر کن». از سفارش‌های خوابیده‌ی سمت مقابل بالا می‌رود تا حجم شما کامل شود.

در یک بازار نقدشونده این کار کسل‌کننده و بی‌دردسر است. اگر صد میلیون دلار در فاصله‌ی یک تیک از قیمت فعلی نشسته باشد، سفارش شما عملاً روی همان عددی که دیدید پر می‌شود. هزینه‌اش اسپرد است که کوچک و قابل پیش‌بینی است.

در بازاری رقیق یا در لحظه‌ی انتشار خبر، همین سفارش می‌تواند مسیر درازی را طی کند. دفتر خالی می‌شود، قیمت پرشدن شما میانگین هر چیزی است که مصرف کرده، و فاصله‌ی بین قیمتی که انتظار داشتید و قیمتی که گرفتید اسلیپیج است. درس «اسپرد، اسلیپیج و کارمزد: مالیات نامرئی» می‌گوید این در طول یک سال واقعاً چقدر خرج برمی‌دارد.

سفارش مارکت در ضمن همان نوع سفارشی است که دقیقاً در موقعیت‌هایی که بیشترین حس فوریت را دارید بدترین رفتار را دارد. لحظه‌ای که بیشتر از همیشه می‌خواهید بیرون بیایید معمولاً همان لحظه‌ای است که دفتر از همیشه رقیق‌تر است، چون بقیه هم همین حس را دارند. این دلیلی برای هرگز استفاده نکردن از آن نیست. دلیلی است برای اینکه بدانید بابت چه چیزی پول می‌دهید.

سفارش لیمیت: قطعیت قیمت

سفارش لیمیت می‌گوید «مرا روی این قیمت یا بهتر پر کن، وگرنه اصلاً پر نکن». ثبتش می‌کنید، در دفتر سفارش‌ها می‌نشیند و منتظر می‌ماند.

تضمینش واقعی است و هزینه‌اش هم واقعی است. اگر قیمت هرگز به عدد شما نرسد، معامله را ندارید. اگر قیمت عدد شما را لمس کند و بلافاصله برگردد، باز هم ممکن است پر نشوید، چون هرکس روی همان قیمت قبل از شما ثبت کرده در صف جلوتر از شماست.

سفارش‌های لیمیت یک ناتقارنی پنهان هم دارند که مبتدی‌ها را گیر می‌اندازد. لیمیت خریدی که پر می‌شود یعنی کسی حاضر بوده روی آن قیمت به شما بفروشد. بهترین پرشدن‌های شما، از نظر آماری، وقتی اتفاق می‌افتند که بازار دارد از میان شما عبور می‌کند، و این همیشه لحظه‌ای نیست که خودتان انتخاب می‌کردید.

بیشتر صرافی‌ها برای سفارش‌های لیمیتی که در دفتر می‌نشینند کارمزد کمتری می‌گیرند، چون شما دارید نقدشوندگی عرضه می‌کنید نه اینکه آن را بردارید. بعضی پلتفرم‌ها پرچم «post only» دارند که به‌جای اجازه دادن به اجرای سفارش در نقش تیکر، آن را کنسل می‌کند و همان پله‌ی کارمزد را حفظ می‌کند.

سفارش استاپ: یک ماشه، نه یک قیمت

بیشترین سردرگمی همین‌جاست. استاپ یک نوع سفارش نیست، شرطی است که به یک سفارش چسبانده می‌شود.

سفارش استاپ غیرفعال می‌نشیند تا قیمت به سطح ماشه‌ی شما برسد. در آن نقطه بسته به نسخه‌ای که انتخاب کرده‌اید تبدیل می‌شود به یک سفارش مارکت یا یک سفارش لیمیت، و این تفاوت به‌شدت مهم است.

استاپ مارکت تضمین می‌کند که بیرون می‌آیید و قیمت را تضمین نمی‌کند. اگر قیمت با گپ از ماشه‌ی شما رد شود، استاپ شما در یک دفتر پرشتاب به سفارش مارکت تبدیل می‌شود و هرجا که بتواند پر می‌شود. آن قیمت می‌تواند خیلی دورتر از سطح مورد نظرتان باشد.

استاپ لیمیت قیمت را تضمین می‌کند و بیرون آمدن را تضمین نمی‌کند. اگر قیمت از لیمیت شما رد شود، سفارش به یک لیمیت خوابیده تبدیل می‌شود که هرگز پر نمی‌شود، و شما همچنان پوزیشن را نگه داشته‌اید در حالی که قیمت بیشتر برخلافتان می‌رود. معامله‌گرهایی که برای فرار از اسلیپیج استاپ لیمیت انتخاب کرده‌اند، گاهی این را دقیقاً در همان رویدادی کشف می‌کنند که قرار بود از آن محافظتشان کند.

بین این دو جواب درستی وجود ندارد. تصمیمی وجود دارد درباره‌ی اینکه با کدام حالت شکست می‌توانید کنار بیایید، و باید پیش از آنکه لازمش داشته باشید گرفته شود نه در لحظه‌اش.

بقیه‌ی چیزها ترکیب همین‌هاست

حد ضرر متحرک ماشه را همراه پیشروی قیمت به نفع شما جابه‌جا می‌کند و وقتی قیمت برخلاف شما می‌رود دست به آن نمی‌زند. خروج دنباله‌روی ایندیکورا همین ایده است در قالب یک قاعده: بالاترین قیمت از زمان ورود منهای ۳ برابر میانگین دامنه‌ی واقعی، پس دارایی پرنوسان حد ضرر بازتری می‌گیرد و در نتیجه برای همان مقدار ریسک پوزیشن کوچک‌تری.

سفارش OCO یا «یکی دیگری را لغو می‌کند» یک لیمیت سیوسود را با یک استاپ محافظ جفت می‌کند، طوری که پرشدن یکی دیگری را برمی‌دارد. سفارش‌های براکت ورود و هر دو خروج را در یک تیکت می‌پیچند. پرچم reduce-only در صرافی‌های مشتقه جلوی این را می‌گیرد که یک سفارش تصادفاً پوزیشنی در جهت مخالف باز کند.

هیچ‌کدام از این‌ها مکانیزم تازه‌ای نیستند. همان سه عنصر اولیه‌اند با شرط‌هایی که رویشان پیچ شده است.

نوع سفارش بخشی از معامله است، نه فکری که آخر کار به ذهنتان می‌رسد. ایده‌ای که خوب استدلال شده اما با نوع سفارش غلط اجرا شود، به معامله‌ای دیگر با ریسکی دیگر تبدیل می‌شود. ورود، ماشه‌ی خروج و اینکه اگر قیمت گپ داد چه می‌شود را تعیین کنید، آن‌وقت یک دسته‌ی کامل از غافلگیری را حذف کرده‌اید که هیچ ربطی به درست خواندن نمودار ندارد.

نکته کلیدی

سفارش مارکت اجرا شدن را تضمین می‌کند نه قیمت را، سفارش لیمیت قیمت را تضمین می‌کند نه اجرا شدن را، و هر دو را با هم نمی‌گیرید.

خودت را بسنج

یک پوزیشن را شب نگه می‌دارید و بازار در زمان باز شدن با گپ خیلی دورتر از سطح حد ضرر محافظتان می‌پرد. از استاپ لیمیت استفاده کرده بودید. به‌احتمال زیاد چه شده است؟
می‌خواهید مطمئن باشید بدتر از یک قیمت مشخص وارد نمی‌شوید و حاضرید کلاً معامله را از دست بدهید. کدام سفارش مناسب است؟
تمرین

همان پوزیشن را دو بار در شبیه‌ساز باز کنید، یک بار با سفارش مارکت و یک بار با سفارش لیمیت روی بید فعلی، و اختلاف قیمت پرشدن و اینکه اصلاً لیمیت پر شد یا نه را ثبت کنید.

شبیه‌ساز
آنچه خواندی را تمرین کن

ایندیکورا شبیه‌ساز رایگان، بازپخش کندل و کوچ رفتاری دارد که معاملات خودت را می‌خواند.

ورود به اپ