اسپرد، اسلیپیج و کارمزد: مالیات نامرئی
پوزیشنی باز کنید و یک ثانیه بعد ببندید، بدون اینکه هیچ چیز عوض شده باشد. در ضرر هستید. نه چون اشتباه کردید، بلکه چون بین شما و بازار یک باجهی عوارضی هست که هم موقع ورود میگیرد و هم موقع خروج.
نمودارها این را نشان نمیدهند. منحنی سرمایهی شما نشان میدهد. فاصلهی بین آنچه یک استراتژی روی کاغذ بهنظر میرسد و آنچه در اجرای واقعی انجام میدهد اغلب فقط هزینه است، و هزینه تنها متغیر معاملهگری است که کاملاً از قبل قابل پیشبینی است.
اسپرد اولین چیزی است که میپردازید
هیچ چیزی یک قیمت واحد ندارد. یک بید هست، بالاترین قیمتی که همین حالا کسی حاضر است بپردازد، و یک اسک، پایینترین قیمتی که کسی حاضر است بفروشد. تفاوتشان اسپرد است و پاداش بازارساز برای ایستادن بین خریدار و فروشنده.
وقتی روی اسک میخرید و بلافاصله روی بید میفروشید، اسپرد را پرداختهاید. روی یک جفتارز اصلی وسط سشن لندن این شاید ۰٫۰۱٪ ارزش معامله باشد. روی یک آلتکوین کوچک ساعت ۳ بامداد میتواند ۰٫۵٪ یا بدتر باشد.
دو چیز اسپرد را پهن میکند و معمولاً با هم میآیند: نقدشوندگی پایین و عدمقطعیت بالا. برای همین است که اسپرد تقریباً همهچیز در ثانیههای اطراف یک انتشار اقتصادی برنامهریزیشده منفجر میشود، و برای همین ساعتهای خلوت گرانتر از آناند که بهنظر میرسند. درس «نقدشوندگی و سشنها: بازار کِی واقعاً باز است» میگوید آن پنجرهها کِی هستند.
اسلیپیج همان اسپرد است وقتی عجله دارید
اسپرد فرض میکند سفارش شما آنقدر کوچک است که در بالای دفتر پر شود. اسلیپیج چیزی است که وقتی اینطور نباشد اتفاق میافتد، یا وقتی قیمت بین کلیک شما و پرشدن شما حرکت کند.
اسلیپیج نامتقارن است و ناتقارنیاش علیه شما کار میکند. ورودهایتان وقتی لغزش میخورند که دنبال قیمت میدوید، و حد ضررهایتان وقتی لغزش میخورند که قیمت تند در جهتی حرکت میکند که نمیخواستید. در یک روز آرام به صفر گرد میشود. در روزهایی که سال شما را تعیین میکنند، نه.
اینجاست که انتخاب بین استاپ مارکت و استاپ لیمیت از حالت آکادمیک درمیآید. یکی اسلیپیج را در ازای قطعیت خروج میپذیرد، دیگری اسلیپیج را رد میکند و ریسک اصلاً خارجنشدن را میپذیرد.
کارمزدها، و آنهایی که یادشان میرود
کارمزدهای صریح سادهترین بخشاند چون یک نفر عددش را به شما میگوید. کارگزارهای سهام بهازای هر سهم یا هر معامله میگیرند. صرافیهای کریپتو کارمزد میکر میگیرند برای سفارشهایی که در دفتر مینشینند و کارمزد تیکر، معمولاً بالاتر، برای سفارشهایی که نقدشوندگی را برمیدارند. خیلی از بروکرهای فارکس هیچ کارمزد صریحی نمیگیرند و بهجایش اسپرد را پهن میکنند، که کارمزدی است با کلاه.
هزینههایی که آدمها را گیر میاندازند همانهایی هستند که وقتی هیچ کاری نمیکنید انباشته میشوند. نگهداشتن پوزیشن اهرمی در طول شب هزینهی تأمین مالی دارد، چون برای بازکردنش قرض گرفتهاید. فیوچرز دائمی کریپتو هر چند ساعت یک بار نرخ فاندینگ میگیرد که از یک طرف به طرف دیگر پرداخت میشود و وقتی پوزیشنها شلوغ باشند میتواند به درصدهای سالانهی دورقمی برسد. یک پوزیشن را سه هفته نگه دارید و این دیگر خطای گردکردن نیست.
حسابوکتابی که اهمیت دارد
هزینهی رفت و برگشت ۰٫۲٪ را در نظر بگیرید، که برای یک معاملهی خرد کریپتو با کارمزد تیکر در هر دو طرف بهعلاوهی کمی اسلیپیج چیز عجیبی نیست.
هفتهای یک بار معامله کنید و سالانه حدود ۱۰٪ سرمایهتان را بابت هزینه میپردازید. روزی پنج بار معامله کنید و خیلی بیشتر از ۲۰۰٪ میپردازید. همان مهارت، همان ستاپ، همان حساب. تنها چیزی که عوض شد تعداد بود.
این همان مکانیزم پشت پرتکرارترین آمار معاملهگری خرد است، اینکه اکثریت بزرگی از حسابهای فعال ضرر میکنند. لازم نیست کسی احمق باشد. استراتژیای با برتری میانگین واقعی ۰٫۱۵٪ در هر معامله در یک بکتست بدون هزینه سودده است و بهمحض اینکه ۰٫۲٪ از هر رفت و برگشت کم شود مطمئناً منفی میشود.
همچنین توضیح میدهد چرا بالابردن تعداد معاملهها گرانترین راه برای درستکردن یک ماه ضررده است. هزینهها خطی با فعالیت بالا میروند. برتری نه.
واقعاً باید چه کار کرد
هزینهی واقعی هر معاملهتان را اندازه بگیرید، نه آن عددی که تبلیغ میشود. قیمت روی صفحه را در لحظهی تصمیم بردارید، با قیمت پرشدن واقعی مقایسه کنید، کارمزد را اضافه کنید و همین کار را برای خروج تکرار کنید. آن عدد هزینهی واقعی رفت و برگشت شماست، و معمولاً بزرگتر از چیزی است که جدول کارمزد نشان میدهد.
بعد آن را با میانگین معاملهی برندهتان مقایسه کنید. اگر برندهی معمولی شما ۰٫۴٪ است و رفت و برگشتتان ۰٫۲٪، نصف سود ناخالصتان پیش از آنکه حتی یک اشتباه کنید به باجهی عوارضی میرود.
رویکرد ایندیکورا اینجا به یک دلیل ساختاری مرتبط است: حول شرطهای روند روی تایمفریم روزانه و یک خروج دنبالهروی مبتنی بر نوسان ساخته شده، که تعداد کمی پوزیشن با نگهداری طولانی تولید میکند. این ادعایی دربارهی بازدهی نیست. جملهای است دربارهی اینکه باجهی عوارضی چند بار اجازه پیدا میکند از شما بگیرد.
خلاصهی ناراحتکننده این است که هزینه تنها بخشی از نتایج شماست که کاملاً کنترلش میکنید. نمیتوانید انتخاب کنید که درست بگویید. میتوانید انتخاب کنید چند بار پول بدهید تا بفهمید.
هر معامله از یک ضرر بهاندازهی هزینههایتان شروع میشود، و بزرگی آن ضرر به تعداد معاملههایتان بستگی دارد نه به کیفیتشان.
خودت را بسنج
ده معاملهی بستهشدهی آخرتان را مرور کنید و قیمت لحظهی تصمیم، قیمت پرشدن واقعی و کارمزد را برای ورود و خروج ثبت کنید، بعد هزینهی کل رفت و برگشت را بهصورت درصدی از میانگین معاملهی برنده حساب کنید.
ژورنال معاملاتایندیکورا شبیهساز رایگان، بازپخش کندل و کوچ رفتاری دارد که معاملات خودت را میخواند.
ورود به اپ