Indikora
ایندیکورا چطور کار می‌کند · 1/10

چطور ایندیکورا تصمیم می‌گیرد یک دارایی روند دارد

مبتدی 7 دقیقه مطالعه

از ده معامله‌گر بپرسید آیا این دارایی روند دارد و ده جواب می‌گیرید، همه با اطمینان کامل ادا شده. یکی به نموداری اشاره می‌کند که «واضحاً» بالا می‌رود. دیگری می‌گوید روند سه‌شنبه‌ی گذشته شکست. سومی به نمودار ۱۵ دقیقه‌ای نگاه می‌کند و چهارمی به هفتگی، و این دو دارند دو دنیای متفاوت را با یک کلمه توصیف می‌کنند.

آن ابهام در گفت‌وگو مشکلی ندارد و در نرم‌افزار بی‌فایده است. یک موتور نمی‌تواند روی «واضحاً بالا می‌رود» عمل کند. به تعریفی نیاز دارد که برای هر دارایی، هر روز، بدون اینکه انسانی تصمیم بگیرد چه چیزی درست به‌نظر می‌رسد، درست یا نادرست برگرداند. تعریف ایندیکورا عمداً کسل‌کننده است: در تایم فریم روزانه، قیمت باید بالای میانگین متحرک ساده‌ی ۵۰ دوره‌ای باشد و مومنتوم ۲۸ روزه باید مثبت باشد. هر دو درست، وگرنه دارایی واجد شرایط نیست.

چرا تایم فریم روزانه، و نه سریع‌تر

تایم فریم بخشی از تعریف است، نه یک تنظیم. همین قوانین روی نمودار ۵ دقیقه‌ای هفته‌ای ده‌ها تغییر وضعیت می‌سازد که بیشترشان نویزی است که پیش از تمام‌شدن خواندن هشدار برگشته.

روند ادعایی درباره‌ی ماندگاری است، و ماندگاری برای دیده‌شدن به زمان نیاز دارد. کندل روزانه یک جلسه‌ی کامل خرید و فروش را در یک نقطه‌ی داده جمع می‌کند، و همین آشفتگی درون‌روزی را که نمودارهای سریع را پرحادثه نشان می‌دهد دور می‌ریزد.

هزینه‌اش واقعی است و باید اسمش را برد. تعریف روزانه نمی‌تواند به چیزی که ساعت ۱۰ صبح اتفاق می‌افتد و تا ۳ بعدازظهر باز می‌شود واکنش نشان دهد. اگر دارایی گپ محکمی بزند و داخل همان جلسه برگردد، موتور یک کندل می‌بیند و شانه بالا می‌اندازد. هرکسی که درون‌روزی معامله می‌کند نمای روزانه را غیرقابل‌تحمل کند خواهد یافت، و در این مورد اشتباه نمی‌کند. کند است. معامله‌ای که اینجا انجام شده همین است.

SMA50 واقعاً چه چیزی را می‌سنجد

میانگین متحرک ساده‌ی ۵۰ روزه میانگین قیمت پایانی ۵۰ جلسه‌ی اخیر است که هر روز دوباره حساب می‌شود. قیمت بالای آن یعنی قیمت امروز از میانگین اخیر قیمت‌ها بالاتر است. چیزی رمزآلودتر از این در کار نیست.

میانگین متحرک یک حافظه است، نه یک پیش‌بینی. می‌گوید دارایی کجا معامله می‌شده، و مقایسه به شما می‌گوید قیمت فعلی بالای آن تاریخچه‌ی اخیر است یا زیرش. پنجاه روز تقریباً ده هفته معامله است، آن‌قدر بلند که یک هفته‌ی بد تنها آن را برنگرداند و آن‌قدر کوتاه که یک تغییر واقعی چندماهه بالاخره خودش را نشان دهد.

ضعفش ساختاری است. در بازار خنثی، قیمت بارها از میانگین خودش رد می‌شود و فیلتر بین واجد شرایط و غیرواجد شرایط چشمک می‌زند بی‌آنکه روندی زیرش باشد. میانگین متحرک فقط وقتی مفید است که جهتی برای اندازه‌گیری وجود داشته باشد. وقتی نیست، جریانی از تغییر وضعیت‌های فنی‌درست و عملاً بی‌ارزش تولید می‌کند.

مومنتوم ۲۸ روزه چه چیزی اضافه می‌کند

مومنتوم اینجا ساده‌ترین نسخه‌ی ممکن است: آیا قیمت الان از ۲۸ روز پیش بالاتر است. یک بله یا خیر، نه یک اندیکاتور مقیاس‌دار.

بررسی دوم وجود دارد چون بررسی اول را می‌شود با درجازدن هم برآورده کرد. قیمت می‌تواند هفته‌ها کمی بالای یک SMA50 صاف بنشیند و هیچ‌جا نرود. الزام به اینکه قیمت از چهار هفته پیش هم بالاتر باشد حرکت را مجبور می‌کند واقعاً مسافتی طی کرده باشد، نه فقط معلق مانده باشد.

الزام هر دو شرط یعنی موتور بیشتر از آنکه بله بگوید نه می‌گوید. این عمدی است. حالت شکستی که از آن پرهیز می‌شود «یک حرکت خوب را از دست دادم» نیست، «وارد چهل چیزی شدم که حرکت نمی‌کردند» است. اما همان سخت‌گیری یعنی یک روند واقعاً جدید هرگز در کف گرفته نمی‌شود. تا وقتی قیمت بالای میانگین ۵۰ روزه و بالاتر از ۲۸ روز پیش باشد، بخش قابل‌توجهی از حرکت اتفاق افتاده است. هر فیلتر روند، قابل‌اتکا بودن را با دیر رسیدن می‌خرد، و نسخه‌ای که این کار را نکند وجود ندارد.

این تعریف در چه چیزی بد است

ارزش دارد صریح باشیم درباره‌ی رژیم‌هایی که این قوانین در آن‌ها برایتان خرج برمی‌دارند.

برگشت‌های تند و V شکل. موتور در تمام کف بیرون است و فقط خیلی بعدتر، وسط ریکاوری، واجد شرایط می‌شود.

محدوده‌های آشفته. چرخه‌های پیاپی واجد شرایط و بعد نه، که هرکدام یک ورود بالقوه است که به جایی نمی‌رسد.

بازارهای کند و ساینده. یک دارایی می‌تواند به‌آرامی و به مقدار کم بالا برود و هر دو شرط را برآورده کند در حالی که حرکت بسیار کمی برای کار کردن می‌دهد.

این قوانین به شکلی که اهمیت دارد متقارن هم هستند: روند صعودی خودِ دارایی را توصیف می‌کنند و هیچ چیزی درباره‌ی اینکه بازار کلی از آن پشتیبانی می‌کند یا نه. آن کار به فیلتر جداگانه‌ای مربوط است که بعدتر در همین مسیر می‌آید.

تشخیص روند بخش جالب یک سیستم نیست. بخشی است که باید مکانیکی باشد تا بخش‌های جالب چیز باثباتی برای نشستن روی آن داشته باشند. تعریفی که بتوانید در یک جمله بیانش کنید و برای شما و برای موتور یک جواب برگرداند، از تعریف زیرکانه‌تری که نمی‌توانید بررسی‌اش کنید ارزش بیشتری دارد.

نکته کلیدی

یک دارایی فقط وقتی رونددار حساب می‌شود که قیمت بالای SMA50 باشد و مومنتوم ۲۸ روزه مثبت، و این تعریف عمداً دیر می‌رسد.

خودت را بسنج

قیمت یک دارایی بالای SMA50 است، اما در همان سطحی معامله می‌شود که ۲۸ روز پیش بود. تعریف روند ایندیکورا چه برمی‌گرداند؟
چرا تعریف روند به‌جای تایم فریم سریع‌تر از کندل روزانه استفاده می‌کند؟
تمرین

یک دارایی را در bar replay انتخاب کنید و روزبه‌روز جلو بروید و روی کاغذ دقیقاً کندلی را که قیمت برای اولین بار بالای SMA50 بسته و دقیقاً کندلی را که مومنتوم ۲۸ روزه مثبت شده علامت بزنید، بعد فاصله‌شان را یادداشت کنید.

بازپخش کندل
آنچه خواندی را تمرین کن

ایندیکورا شبیه‌ساز رایگان، بازپخش کندل و کوچ رفتاری دارد که معاملات خودت را می‌خواند.

ورود به اپ