میانگین متحرک: چه میگوید و چه چیزی را نمیتواند بگوید
آن نمودار را دیدهاید. دو خط رنگی لای کندلها میچرخند، جایی نزدیک وسط همدیگر را قطع میکنند، و یک زیرنویس «تقاطع طلایی» را اعلام میکند، انگار چیزی افشا شده باشد. تلویحش این است که همان تقاطع باعث حرکت بعدی شده. نشده. آن خطها حسابِ چند عدد قیمتاند که از قبل چاپ شدهاند، و حساب و کتاب هیچ بازاری را به هیچ سمتی هل نمیدهد.
این دلیل دورانداختن میانگین متحرک نیست. دلیل دقیقبودن دربارهی کاری است که میکند، چون فاصلهی بین آنچه اندازه میگیرد و آنچه مردم خیال میکنند اندازه میگیرد، همان جایی است که بیشتر آموزشهای بدِ معاملهگری در آن زندگی میکنند.
میانگین متحرک یک خط تأخیر است
میانگین متحرک ساده، میانگین قیمت بستهشدن N کندل آخر است که روی هر کندل تازه دوباره حساب میشود. SMA ۵۰ روزهای که امروز چاپ میشود، قیمتهایی تا ۵۰ روز پیش را در خودش دارد، با دقیقاً همان وزنی که بستهشدن دیروز دارد.
پس تأخیر ویژگیِ خودِ تعریف است، نه ایرادی در تنظیمات. نمیتوانید با تنظیمکردن از شرش خلاص شوید. میانگین کوتاهتر سریعتر واکنش نشان میدهد چون سریعتر فراموش میکند، و همین یعنی روی نویز هم جهت عوض میکند. میانگین بلندتر آرامتر است چون لجبازتر است، و همین یعنی چرخشها را مدتها بعد از وقوعشان تأیید میکند. شما دارید انتخاب میکنید کجای این معاوضه بنشینید، نه اینکه بین یک ابزار پسرو و یک ابزار پیشرو انتخاب کنید.
برای همین سیستمهای تقاطعی اینقدر آزاردهندهاند. تا وقتی که ۵۰ از ۲۰۰ رد شود، حرکتی که باعث تقاطع شده معمولاً هفتههاست در جریان است. تقاطع خلاصهای از گذشته است که دیر منتشر شده.
کاری که واقعاً از آن برمیآید
میانگین متحرک در طبقهبندی خوب است، نه در زمانبندی. این پرسش که «قیمت بالای میانگین ۲۰۰ روزه است یا زیرش» خام است ولی پایدار. کم پیش میآید جوابش عوض شود، تقریباً در همهی داراییها یک معنا دارد، و میشود بدون قضاوت شخصی مکانیکی بررسیاش کرد.
این پایداری از چیزی که بهنظر میرسد مهمتر است. بیشتر تصمیمهای معاملهگر خرد از روزی به روز دیگر ناهماهنگاند. قاعدهای مثل «قیمت بالای SMA50 در تایم روزانه» باهوشانه نیست، ولی تکرارپذیر است، و وقتی خودِ شما حلقهی ضعیف زنجیرید، تکرارپذیر از باهوشانه بهتر است.
بهعنوان یک نقطهی مرجع مشترک هم مفیدند. خیلیها همان میانگینهای رُند را نگاه میکنند، پس قیمت اغلب دور و بر آنها واکنش نشان میدهد. این جادوی آن خط نیست، سفارشهای آدمهای دیگر است که نزدیک یک سطح آشکار جمع شدهاند. تفاوتش مهم است: اگر همه دست از نگاهکردن بردارند، آن سطح هم از کار میافتد.
ایندیکورا از این خیلی محدود استفاده میکند. یک دارایی فقط وقتی واجد شرایط است که قیمت روزانه بالای SMA50 باشد و مومنتوم ۲۸ روزه مثبت. میانگین بهعنوان فیلترِ اینکه دارایی اصلاً به این گفتوگو مربوط هست یا نه به کار میرود، نه بهعنوان ماشهی ورود.
کاری که از آن برنمیآید
نمیتواند بگوید یک چرخش در راه است. هیچ چیزی که فقط از قیمتهای گذشته حساب شده باشد نمیتواند. میانگین متحرک بعد از چرخش قیمت به پایین میچرخد، هر بار، بدون استثنا.
نمیتواند بگوید یک سطح نگه میدارد. برخورد قیمت به میانگین ۲۰۰ روزه اطلاعاتی دربارهی اتفاق بعدی نیست. در یک روند قوی، آن برخورد خریده میشود. در تغییر رژیم، بریده میشود. خط در هر دو حالت، در لحظه، دقیقاً یک شکل است.
و در رنج بد عمل میکنند. داخل یک بازار خنثی، قیمت مدام از میانگین رد میشود و هر عبور شبیه سیگنال بهنظر میرسد. این بزرگترین منبع ضرر برای کسانی است که با تقاطع معامله میکنند: ابزارِ روند، روی بازاری که روند ندارد.
SMA، EMA، و اینکه این بحث بیشترش نویز است
میانگین متحرک نمایی به کندلهای اخیر وزن بیشتری میدهد، پس زودتر واکنش نشان میدهد. آدمها انرژی زیادی سر این انتخاب میگذارند.
در عمل، تفاوت SMA و EMA با طول یکسان، در برابر تفاوت ۲۰ و ۲۰۰ ناچیز است. طول بر نوع غلبه میکند. اگر نتایجتان با تعویض SMA به EMA یا ۵۰ به ۵۵ بهشدت جابهجا میشود، تنظیم بهتری پیدا نکردهاید - شاهدی پیدا کردهاید بر اینکه آن برتری هیچوقت آنقدر پایدار نبوده که از یک تغییر کوچک جان به در ببرد.
این را عمداً تست کنید. پارامتری که فقط روی یک مقدار دقیق کار میکند یک هشدار است، نه یک کشف.
استفادهی عمدی از تأخیر
راه صادقانهی استفاده از یک ابزار پسرو این است که کاری به آن بدهید که دیربودن در آن قابل قبول باشد.
طبقهبندی چنین کاری است. ماندن در پوزیشن هم همینطور: قاعدهی تریلینگی که به نوسان یا به یک میانگین بلند لنگر انداخته باشد، شما را بیشتر از آنچه غریزهتان اجازه میداد در حرکت نگه میدارد، دقیقاً چون کند واکنش نشان میدهد. دیر خارجشدن از روندی که هنوز در جریان است خیلی کم برایتان خرج برمیدارد. دیر واردشدن به یک رنج، مکرر خرج برمیدارد.
میانگین متحرک ثبتی هموارشده از جایی است که قیمت قبلاً بوده. توصیف میکند. پیشبینی نمیکند. همین که دست بردارید از اینکه از آن پیشگویی بخواهید، به خط بسیار مفیدتری روی نمودارتان تبدیل میشود - و دیگر بابت تقاطعهایی که از اول سیگنال نبودند پول نمیدهید.
میانگین متحرک ثبتی هموارشده از جایی است که قیمت قبلاً بوده، پس میتواند روند را توصیف کند ولی هرگز نمیتواند آن را پیشبینی کند.
خودت را بسنج
شش ماه کندل روزانهی یک دارایی را ریپلی کنید و هر بار که قیمت از SMA50 رد شد ثبتش کنید، هرکدام را ادامهی روند یا سیگنال کاذب علامت بزنید و بعد دو شمارش را با هم مقایسه کنید.
بازپخش کندلایندیکورا شبیهساز رایگان، بازپخش کندل و کوچ رفتاری دارد که معاملات خودت را میخواند.
ورود به اپ