Indikora
ایندیکورا چطور کار می‌کند · 3/10

قاعده‌ی خروج: حد ضرر Chandelier روی ۳ برابر ATR

متوسط 8 دقیقه مطالعه

ورودها تمام توجه را می‌گیرند و تقریباً هیچ چیز را تعیین نمی‌کنند. دو معامله‌گر می‌توانند ورود کاملاً یکسانی بگیرند و سال را در دو نقطه‌ی کاملاً متفاوت تمام کنند، چون یکی یک افت ۴۰ درصدی در پوزیشن را تحمل کرده و دیگری در اولین هفته‌ی قرمز فروخته است. نتیجه واقعاً در خروج زندگی می‌کند، و همین بخشی است که بیشتر آدم‌ها تعریف‌نشده رهایش می‌کنند.

راه‌حل وسوسه‌کننده یک حد ضرر ثابت است: ۵٪ زیر ورود، یا عدد رُندی که امن به‌نظر می‌رسد. به دلیل مشخصی شکست می‌خورد. یک درصد ثابت بدون دانستن اینکه دارایی معمولاً چقدر حرکت می‌کند هیچ معنایی ندارد. پنج درصد برای یک ابزار فاجعه است و برای ابزاری دیگر یک سه‌شنبه‌ی معمولی. حد ضرری که این را نادیده بگیرد روی دارایی‌های پرنوسان مدام خورده می‌شود و روی دارایی‌های آرام بی‌فایده دور می‌نشیند.

ATR چه چیزی را می‌سنجد، و چرا حد ضرر رویش ساخته شده

Average True Range میانگین اندازه‌ی دامنه‌ی کامل کندل در یک پنجره‌ی گذشته‌نگر است، شامل گپ نسبت به بسته‌شدن قبلی. معیاری از حرکت عادی است. نه جهت، نه ریسک، فقط اینکه این دارایی معمولاً در یک روز چقدر مسافت طی می‌کند.

ATR سؤال «این چقدر فضا لازم دارد» را به عددی تبدیل می‌کند که موتور می‌تواند برای هر دارایی حساب کند. حد ضرری که روی ۳ برابر ATR تنظیم شود سه برابر دامنه‌ی روزانه‌ی عادی خودِ دارایی است. روی یک ابزار آرام شاید چند درصد باشد. روی یک ابزار پرنوسان شاید چندین برابر آن. در هر دو حالت یک معنا دارد: آن‌قدر دور که نویز معمولی به آن نرسد.

ضریب اهمیت دارد. روی ۳ برابر ATR، حد ضرر عمداً شل است. ضریب تنگ‌تر، مثلاً ۱٫۵، خروج‌های تمیزتری نزدیک سقف می‌سازد و با پولبک‌های معمولی که رو به بالا حل می‌شوند خورده می‌شود. ضریب بازتر، مثلاً ۵، تقریباً از همه چیز عبور می‌کند و وقتی روندی بالاخره تمام می‌شود مقدار عظیمی را پس می‌دهد. عدد سه یک موضع روی این طیف است، نه ثابتی کشف‌شده، و سیستم‌های معقول جاهای دیگری از همین طیف می‌نشینند.

بخش Chandelier: از سقف آویزان است، نه از ورود

مکانیزم این است. حد ضرر ۳ برابر ATR زیر بالاترین قیمتی که از باز شدن معامله به دست آمده قرار می‌گیرد. هرچه قیمت سقف تازه می‌سازد، نقطه‌ی اتصال بالا می‌رود و حد ضرر با آن بالا می‌رود. وقتی قیمت پایین می‌آید، حد ضرر دنبالش پایین نمی‌آید. همان‌جا که بود می‌ماند.

آن جغجغه‌ی یک‌طرفه کل طراحی است. سود باز را به یک کف تبدیل می‌کند. پوزیشنی که راه زیادی رفته حد ضررش خیلی بالاتر از قیمت ورود است، یعنی نتیجه حتی اگر دارایی از همان‌جا فرو بریزد کران‌دار است.

دو پیامد بلافاصله از این درمی‌آید و هر دو ناراحت‌کننده‌اند.

همیشه حدود ۳ برابر ATR از قله را پس می‌دهید. بنا به ساختار، خروج نمی‌تواند در سقف اتفاق بیفتد. سقف خودِ نقطه‌ی اتصال است. اگر روندی تمیز در یک قله تمام شود، ۳ برابر ATR پایین‌تر از آن خارج می‌شوید، هر بار. این ایرادی نیست که با تنظیم برطرف شود، بهای آن است که مجبور نباشید سقف‌ها را پیش‌بینی کنید.

وقتی نوسان بالا می‌رود حد ضرر بازتر می‌شود. ATR دوباره حساب می‌شود، پس یک انبساط ناگهانی در دامنه‌ی روزانه فاصله را بیرون می‌راند. این شما را در روندهای خشن اما سالم نگه می‌دارد، و در عین حال یعنی مقداری که در آن لحظه ریسک می‌کنید بزرگ‌تر از چیزی است که موقع ورود برایش اندازه گرفتید. اگر این آزارتان می‌دهد، باید بدهد، و این یک تنش باز و واقعی در هر سیستم مبتنی بر ATR است.

حد ضرر چطور به اندازه برمی‌گردد

قاعده‌ی خروج فقط نحوه‌ی بیرون‌آمدن نیست، اندازه‌ی داخل‌شدن هم هست. اندازه‌ی پوزیشن از فاصله‌ی حد ضرر اولیه گرفته می‌شود تا خوردن حد ضرر درصد ثابتی از موجودی خرج بردارد، که به‌طور پیش‌فرض بسته به سبک ۰٫۵٪ تا ۰٫۷۵٪ است.

به همین دلیل حد ضرر بازتر یعنی ریسک بیشتر نیست. یعنی پوزیشن کوچک‌تر. این دو عمداً خلاف هم حرکت می‌کنند. معامله‌گری که حد ضرر را باز می‌کند بدون اینکه اندازه را کوچک کند، بی‌سروصدا ریسکش را دو برابر کرده، و این یکی از رایج‌ترین راه‌هایی است که یک برنامه‌ی به‌جز آن معقول از کار می‌افتد.

ایندیکورا هر دو را با هم حساب می‌کند، تا حد ضرر و اندازه هرگز با دو تصمیم جدا در دو لحظه‌ی جدا تعیین نشوند. این تنها بخشی از مکانیزم است که واقعاً به انضباط مربوط است و نه به ریاضیات.

این خروج کجا بد عمل می‌کند

برگشت‌های تند تک‌روزه. روندی که با یک گپ خشن تمام می‌شود می‌تواند خیلی پایین‌تر از حد ضرر از آن رد شود. حد ضررها دستورند، نه تضمین.

محدوده‌ها. در بازار خنثی حد ضرر روی یک رالی کوچک بالا کشیده می‌شود، بعد در برگشت خورده می‌شود، بارها. هرکدام از این‌ها یک ضرر کوچک است که قاعده‌ای درست گرفته که چیز مفیدی برای کار کردن نداشته.

الگوهای سقف‌سازی طولانی و کند. قیمت به‌تدریج برمی‌گردد، حد ضرر به سقفی که هفته‌ها پیش ساخته شده وصل می‌ماند و شما یک ریزش طولانی را می‌نشینید تا آن سطح لمس شود.

حد ضرر متحرک راهی برای نگه‌داشتن سود شما نیست. راهی است برای اینکه اندازه‌ی پس‌دادن از پیش معلوم باشد به‌جای اینکه بعداً کشف شود. وقتی بتوانید پیش از باز کردن پوزیشن بگویید یک خروج ضررده چقدر خرج برمی‌دارد، بیشترِ بحث احساسی درباره‌ی زمان فروش از بین می‌رود، چون از قبل حل شده است.

نکته کلیدی

حد ضرر Chandelier همیشه ۳ برابر ATR زیر بالاترین قیمت پس از ورود کشیده می‌شود و فقط بالا می‌رود، که تضمین می‌کند بخشی از هر برنده را پس می‌دهید.

خودت را بسنج

پوزیشنی سه هفته بالا می‌رود، بعد قیمت به اندازه‌ی ۱ برابر ATR پایین می‌آید. حالا حد ضرر کجاست؟
وسط معامله نوسان دو برابر می‌شود و ATR منبسط می‌شود. اثر عملی چیست؟
تمرین

در bar replay یک پوزیشن باز کنید و سطح حد ضرر Chandelier را روی هر کندل علامت بزنید، بعد فاصله‌ی دقیق برحسب درصد بین قیمت قله و خروج نهایی‌تان را ثبت کنید.

بازپخش کندل
آنچه خواندی را تمرین کن

ایندیکورا شبیه‌ساز رایگان، بازپخش کندل و کوچ رفتاری دارد که معاملات خودت را می‌خواند.

ورود به اپ