Indikora
ایندیکورا چطور کار می‌کند · 5/10

انتخاب سبک، از Conservative تا Momentum

متوسط 8 دقیقه مطالعه

کلمه‌ی Aggressive اینجا بیشترین آسیب را می‌زند. شبیه تنظیمی به‌نظر می‌رسد برای کسانی که در این کار خوب‌اند، و Conservative شبیه گزینه‌ی مبتدی که از آن فارغ‌التحصیل می‌شوید. هیچ‌کدام درست نیست، و خواندن برچسب‌ها به این شکل باعث می‌شود آدم‌ها تنظیمی را انتخاب کنند که معامله‌گری را توصیف می‌کند که دلشان می‌خواهد باشند، نه آنکه هستند.

یک سبک در ایندیکورا سه چیز مشخص را عوض می‌کند: اینکه فیلتر رژیم BTC از کدام میانگین متحرک استفاده کند، چه درصدی از موجودی در هر معامله ریسک شود، و در نتیجه چند ورود می‌بینید. تعریف روند را عوض نمی‌کند و قاعده‌ی خروج را هم عوض نمی‌کند. SMA50، مومنتوم ۲۸ روزه و حد ضرر Chandelier روی ۳ برابر ATR در هر چهار سبک یکسان‌اند.

هر سبک چه چیزی را تنظیم می‌کند

Conservative ورودهای جدید کریپتو را مشروط به بودن بیت‌کوین بالای میانگین ۲۰۰ روزه‌اش می‌کند و در انتهای پایین بازه‌ی ریسک می‌نشیند، نزدیک ۰٫۵٪ از موجودی در هر معامله. کمترین ورود، کوچک‌ترین اشتباه‌های منفرد، طولانی‌ترین دوره‌های هیچ‌کاری‌نکردن.

Balanced برای فیلتر از میانگین ۱۰۰ روزه استفاده می‌کند، با ریسکی در میانه‌ی بازه. بعد از یک ریزش به‌طور محسوسی زودتر از Conservative دوباره روشن می‌شود.

Aggressive از میانگین ۵۰ روزه و انتهای بالای بازه استفاده می‌کند، نزدیک ۰٫۷۵٪. سریع‌ترین واکنش را به تغییر وضعیت بازار دارد و بیشتر از همه وضعیت عوض می‌کند.

Momentum هیچ وتوی BTC اعمال نمی‌کند. دارایی‌ها فقط بر اساس شرایط روند خودشان قضاوت می‌شوند، یعنی ورودهای کریپتو می‌توانند وسط یک ریزش گسترده‌ی بازار شلیک شوند.

توجه کنید چه چیزی در آن فهرست نیست. سبکی وجود ندارد که حد ضرر را عوض کند، سبکی که تعریف روند را عوض کند، و سبکی که بهتر پیش‌بینی کند. این درجه‌بندی اکسپوژر را کنترل می‌کند، نه دقت را.

دو مبادله، مستقیم گفته‌شده

مشارکت بیشتر یعنی شروع‌های اشتباه بیشتر. تنظیم رژیم سریع‌تر در بخش بیشتری از هر ریکاوری داخل بازار است، و در بخش بیشتری از هر رالی شکست‌خورده هم. این‌ها یک ویژگی واحدند. نمی‌توانید مشارکت زودتر را بخرید بدون خریدن ورودهایی که به دلیل اشتباه زود از آب درمی‌آیند. هرکس به شما بگوید تنظیمی صعود بیشتر می‌دهد بدون سهم بیشتری از آن، دارد چیزی می‌فروشد.

ریسک بالاتر در هر معامله در هر دو جهت مرکب می‌شود. تفاوت بین ۰٫۵٪ و ۰٫۷۵٪ ناچیز به‌نظر می‌رسد و نیست. این ۵۰٪ افزایش در اندازه‌ی هر ضرر و هر سود است. در یک رشته‌ی ۸ معامله‌ای ضررده، این تفاوت بین ۴٪ و ۶٪ افت موجودی است، و ضرر بزرگ‌تر تصمیم بعدی را هم سخت‌تر می‌کند که با آرامش گرفته شود.

اثر سومی هم هست که راحت از قلم می‌افتد. سبک تعیین می‌کند چند وقت یک‌بار مجبورید هیچ کاری نکنید. Conservative دوره‌های طولانی بدون ورود جدید تولید می‌کند، گاهی چند ماه. این مکانیزمی است که طبق طراحی کار می‌کند، و در عین حال رایج‌ترین دلیل رهاکردن یک سیستم است. تنظیمی که به شما می‌خورد آن است که بتوانید دوره‌های سکوتش را واقعاً بنشینید بدون اینکه رویش دست ببرید.

بک‌تست این را برایتان جواب نمی‌دهد

پرسیدن اینکه کدام سبک بهتر تست شده منطقی است. سؤال اشتباهی هم هست، و جواب صادقانه این است که بک‌تست این تنظیم‌ها چیزی باریک‌تر از آنچه بیشتر آدم‌ها فرض می‌کنند اندازه می‌گیرد.

یک آزمون اندازه می‌گیرد مجموعه‌ی ثابتی از قواعد روی یک پنجره‌ی تاریخی مشخص چطور رفتار می‌کرد، با فرض‌هایی درباره‌ی پرشدن سفارش و هزینه‌ها. شکل رفتار را به شما می‌گوید: چند وقت یک‌بار ورودها شلیک شده‌اند، پوزیشن‌ها چقدر دوام آورده‌اند، افت‌ها چقدر عمیق شده‌اند، چهار تنظیم در این معیارها چه فرقی داشته‌اند.

چیزی که نمی‌تواند بگوید این است که کدام سبک به چند سال آینده می‌خورد، چون تعداد چرخه‌های مستقل بازار در نمونه کم است. تنظیمی که روی یک پنجره بهترین به‌نظر می‌رسد خیلی وقت‌ها به این دلیل بهترین است که آن پنجره شرایطی را داشته که اتفاقاً به آن می‌خورد. انتخاب بر اساس قدرت یک نتیجه‌ی تیتری از نمونه‌ای کوچک، همان راهی است که آدم‌ها به تنظیمی می‌رسند که در اولین افتی که با تست جور درنمی‌آید رهایش می‌کنند.

به همین دلیل ایندیکورا به‌جای یک عدد عملکرد، کالیبراسیون و یک سند زنجیرشده از سیگنال‌ها منتشر می‌کند. می‌توانید بررسی کنید احتمال‌های اعلام‌شده با نتایج جور درآمده‌اند یا نه. آن یک ادعای آزمون‌پذیر است. «این سبک بهتر است» نیست.

چطور واقعاً انتخاب کنید

نه توصیه‌ای درباره‌ی بازارها، فقط راهی برای فکر کردن به خود تنظیم.

از تحملتان برای بی‌عملی شروع کنید، نه از هدف بازدهی‌تان. اگر دوره‌های طولانی سکوت باعث می‌شود روی سیستم دست ببرید، تنظیم‌های کند برایتان کار نمی‌کنند، مهم نیست چطور تست شده‌اند.

بعد تصمیم بگیرید یک ماه بد چقدر ممکن است خرج بردارد. ریسک هر معامله را در طول یک رشته‌ی ضررده واقع‌بینانه ضرب کنید و صادقانه به آن عدد نگاه کنید، پیش از اینکه اتفاق بیفتد نه بعدش.

بعد هر بار یک چیز را عوض کنید. تغییر سبک وسط یک افت، شواهدی را که داشتید درباره‌ی خودتان جمع می‌کردید صفر می‌کند، و تقریباً همیشه یک واکنش است نه یک تصمیم. ژورنال تا حدی برای همین وجود دارد که بعداً بتوانید این دو را از هم تشخیص دهید.

سبک گزاره‌ای است درباره‌ی اینکه می‌خواهید چطور در معرض بازار باشید، نه پیش‌بینی‌ای درباره‌ی اینکه کدام اکسپوژر پول می‌دهد. موتور هیچ نظری ندارد که کدام را باید انتخاب کنید، و این عمدی است. می‌تواند دقیقاً بگوید هرکدام چه می‌کنند. آنچه شما می‌توانید تحمل کنید بخشی است که فقط خودتان داده‌اش را دارید.

نکته کلیدی

سبک یک درجه‌بندی عملکرد نیست، انتخابی است درباره‌ی اینکه چقدر در بازار باشید و هر اشتباه چقدر بزرگ باشد.

خودت را بسنج

از Conservative به Aggressive سوئیچ می‌کنید. کدام‌یک از این‌ها عوض می‌شود؟
بردن ریسک هر معامله از ۰٫۵٪ به ۰٫۷۵٪ در یک رشته‌ی ۸ معامله‌ای ضررده چه اثری دارد؟
تمرین

همان دارایی و همان ورود را دو بار در شبیه‌ساز اجرا کنید، یک بار با ریسک ۰٫۵٪ و یک بار با ۰٫۷۵٪، و ارزش حساب را در لحظه‌ی خوردن حد ضرر برای هر دو حالت بنویسید.

شبیه‌ساز
آنچه خواندی را تمرین کن

ایندیکورا شبیه‌ساز رایگان، بازپخش کندل و کوچ رفتاری دارد که معاملات خودت را می‌خواند.

ورود به اپ