Indikora
ریسک و مدیریت سرمایه · 9/10

چرا حد ضرر تنگ‌تر معمولاً به ضررتان است

متوسط 8 دقیقه مطالعه

استاپ می‌خورید. بیست دقیقه بعد قیمت برمی‌گردد و دقیقاً همان‌جا می‌رود که فکر می‌کردید، بدون شما. این آن‌قدر تکرار می‌شود که بیشتر معامله‌گرها بالاخره نتیجه می‌گیرند بازار شخصاً دنبال آن‌هاست.

شخصی نیست. ماجرا این است که حد ضرر تنگ داخل دامنه‌ای می‌نشیند که دارایی در یک روز عادی طی می‌کند، پس نویز آن را می‌خورد نه اشتباه‌بودن ایده‌ی شما. جذابیت حد ضرر تنگ این است که اجازه می‌دهد با همان پول پوزیشن بزرگ‌تری بگیرید. این معامله در دسترس است، و معمولاً معامله‌ی بدی است.

تنگ‌کردن دقیقاً چه چیزی می‌خرد و چه چیزی می‌فروشد

دارایی‌ای روی ۴۸ با ATR چهارده‌روزه‌ی ۲٫۴۰ را در نظر بگیرید. حساب شما ۱۰٬۰۰۰ دلار است و ریسک هر معامله ۰٫۷۵٪، یعنی ۷۵ دلار. هدف شما از این حرکت ۶۰ است.

نسخه‌ی A، حد ضرر ساختاری روی ۴۴. ریسک هر سهم ۴٫۰۰ است، سایز ۷۵ ÷ ۴٫۰۰ = ۱۸ سهم، و حرکت ۱۲ دلاری یک هدف ۳R است.

نسخه‌ی B، حد ضرر تنگ روی ۴۶. ریسک هر سهم ۲٫۰۰ است، سایز ۳۷ سهم، و همان حرکت ۱۲ دلاری حالا یک هدف ۶R است.

توجه کنید که R برحسب دلار در هر دو حالت ۷۵ است. سایز تفاوت را جذب کرد. پس دو نسخه را می‌شود مستقیماً بر اساس امید ریاضی مقایسه کرد.

نسخه‌ی B نسبت ریوارد به ریسک شما را دو برابر کرد، بدون اینکه حتی یک چیز درباره‌ی بازار عوض شود. دقیقاً به همین دلیل وسوسه‌انگیز است، و دقیقاً به همین دلیل نیمه‌ی دوم جمله لازم است.

نرخ برد صورتحساب است

نسخه‌ی A با نرخ برد ۴۰٪:

۰٫۴۰ × ۳ منهای ۰٫۶۰ × ۱ = ۱٫۲۰ منهای ۰٫۶۰ = مثبت ۰٫۶۰R، یعنی ۴۵ دلار در هر معامله.

نسخه‌ی B فقط به ۱۴٫۳٪ نیاز دارد تا سربه‌سر شود، چون پرداخت ۶R در ۱ ÷ ۷ سربه‌سر می‌شود. پس سؤال این است که حد ضرر تنگ‌تر با نرخ برد چه می‌کند.

با ۲۲٪: ۰٫۲۲ × ۶ منهای ۰٫۷۸ × ۱ = مثبت ۰٫۵۴R، یعنی ۴۰٫۵۰ دلار. کمی بدتر از A.

با ۱۸٪: ۱٫۰۸ منهای ۰٫۸۲ = مثبت ۰٫۲۶R، یعنی ۱۹٫۵۰ دلار. کمتر از نصف A.

با ۱۵٪: ۰٫۹۰ منهای ۰٫۸۵ = مثبت ۰٫۰۵R، یعنی ۳٫۷۵ دلار. عملاً یک سیستم سربه‌سر که خیلی معامله می‌کند.

حد ضرر تنگ ۲٫۰۰ عرض دارد، روی دارایی‌ای که روز میانگینش ۲٫۴۰ است. خوردنش رویداد استثنایی نیست، حالت پایه است در هر جلسه‌ای که دارایی صرفاً کار همیشگی‌اش را بکند. افتادن نرخ برد از ۴۰٪ به ۱۸٪ برای چنین تغییری فرض بدبینانه‌ای نیست.

هزینه‌ها به ازای هر سهم گرفته می‌شوند، نه به ازای هر R

مقایسه‌ی بالا اصطکاک را نادیده گرفت، و اصطکاک بین این دو نسخه بی‌طرف نیست.

فرض کنید اسپرد هر سهم ۰٫۰۵ خرج بردارد و آن را هم موقع ورود و هم موقع خروج بپردازید. نسخه‌ی A با ۱۸ سهم معامله می‌کند، پس ۱٫۸۰ برای رفت و برگشت، که ۲٫۴٪ از R هفتادوپنج دلاری است. نسخه‌ی B با ۳۷ سهم معامله می‌کند، پس ۳٫۷۰، که ۴٫۹٪ است.

اسلیپیج هم همین‌طور رفتار می‌کند. پرشدن حد ضرر با یک تیک لغزش، روی دو برابر سایز دو برابر خرج برمی‌دارد. و چون نسخه‌ی B بیشتر استاپ می‌خورد، به ازای هر واحد برتریِ گرفته‌شده دفعات بیشتری این رفت و برگشت را می‌پردازد.

حد ضرر تنگ هم اصطکاک بیشتری در هر معامله می‌پردازد و هم معاملات بیشتری می‌گیرد. هر دو اثر در یک جهت فشار می‌آورند.

مارپیچ ورود دوباره

هزینه‌ی دومی هم هست که در هیچ صفحه‌گسترده‌ای دیده نمی‌شود. وقتی یک استاپِ نویزی شما را از معامله‌ای که هنوز به آن باور دارید بیرون می‌اندازد، دوباره وارد می‌شوید. آن ورود دوباره یک R کامل ریسک روی همان ایده خرج می‌کند، و اگر دو بار اتفاق بیفتد، هدف ۳R اولیه حالا باید خرج ۳R حد ضرر انباشته را بدهد.

اینجا همان‌جایی است که یک عادت گران شکل می‌گیرد. معامله‌گر نتیجه می‌گیرد که مشکل خودِ حد ضرر است نه جای حد ضرر، شروع می‌کند به استفاده از حد ضرر ذهنی، و در نهایت ضرری می‌کند که هیچ اندازه‌ی تعریف‌شده‌ای ندارد.

کِی حد ضرر تنگ درست است

هیچ‌کدام از این حرف‌ها نمی‌گوید حد ضرر تنگ غلط است. می‌گوید حد ضرری که به‌جای بازار از روی اشتهای شما تعیین شده غلط است.

اگر دقیقاً روی سطحی وارد شوید که ایده را باطل می‌کند، حد ضرر شما به‌درستی نزدیک است، چون فاصله تا نقطه‌ی ابطال واقعاً کم است. آن یک حد ضرر تنگ است که با ورود به دستش آورده‌اید، و پوزیشن بزرگی که از آن درمی‌آید مناسب است. حالت خراب این است که دور از نقطه‌ی ابطال وارد شوید و بعد حد ضرر را باز هم نزدیک بگذارید، چون حساب‌وکتاب سایز قشنگ‌تری بیرون می‌دهد.

آزمونش ساده است. بپرسید چه باید اتفاق بیفتد تا حد ضرر بخورد. اگر جواب صادقانه «یک سه‌شنبه‌ی معمولی» است، حد ضرر داخل نویز نشسته. اگر جواب «آن سطح می‌شکند» است، حد ضرر دارد کارش را می‌کند.

ایندیکورا خروجش را روی ۳ برابر ATR زیر بالاترین قیمت از زمان ورود می‌گذارد، که روی این دارایی ۷٫۲۰ عرض دارد. این خیلی بازتر از چیزی است که بیشتر معامله‌گرهای خرد با آن راحت‌اند، و پوزیشنی که تولید می‌کند به همان نسبت کوچک است. باز بودنش نکته‌ی اصلی است: قرار است حد ضرر با تغییر روند خورده شود، نه با یک روز عادی.

نکته کلیدی

حد ضرر تنگ‌تر برایتان مضرب R بزرگ‌تری می‌خرد و بابتش نرخ برد پایین‌تری می‌گیرد، و نرخ برد معمولاً سریع‌تر از آنکه مضرب بالا برود سقوط می‌کند.

خودت را بسنج

فاصله‌ی حد ضرر را نصف می‌کنید و ریسک دلاری را ثابت نگه می‌دارید. کدام دو چیز با هم عوض می‌شوند؟
دارایی‌ای ATR برابر ۲٫۴۰ دارد و شما حد ضرر ۲٫۰۰ می‌گذارید. انتظار واقع‌بینانه چیست؟
تمرین

یک ستاپ ثابت را دو بار در شبیه‌ساز اجرا کنید، یک بار با حد ضرر ۱ برابر ATR و یک بار با ۳ برابر ATR و ریسک دلاری یکسان، و نرخ برد و مجموع R را بعد از بیست معامله مقایسه کنید.

شبیه‌ساز
آنچه خواندی را تمرین کن

ایندیکورا شبیه‌ساز رایگان، بازپخش کندل و کوچ رفتاری دارد که معاملات خودت را می‌خواند.

ورود به اپ