Indikora
روانشناسی معامله · 10/10

نوشتن پلی‌بوکی که بشود شما را به آن پایبند کرد

متوسط 9 دقیقه مطالعه

از معامله‌گری با حساب ضررده بپرسید برنامه دارد یا نه، بیشترشان می‌گویند بله. بخواهید بفرستدش و معمولاً یک پاراگراف می‌گیرید: روندهای قوی را در پولبک بخر، ضررها را سریع ببر، بگذار برنده‌ها بدوند.

هیچ‌کدام از این‌ها را نمی‌شود شکست. همین است که بی‌فایده‌شان می‌کند. «ضررها را سریع ببر» با هر خروجی که تا حالا گرفته‌اید سازگار است، از جمله آن‌هایی که بیشترین خرج را برایتان داشتند. قاعده‌ای که نشود نقضش کرد، پیروی هم نمی‌شود.

آزمون: آیا یک غریبه می‌تواند به معامله نمره بدهد

تنها استانداردی که اهمیت دارد این است. پلی‌بوکتان و یک معامله‌ی بسته‌شده را به کسی بدهید که آنجا نبوده. می‌تواند بدون پرسیدن هیچ سؤالی بگوید معامله با آن مطابقت داشته یا نه؟

اگر بله، پلی‌بوک دارید. اگر لازم دارد بپرسد به چه فکر می‌کردید، شما توصیفی از یک سبک دارید.

دقت وسواس نیست، خودِ مکانیزم است. هر کلمه‌ی مبهم جایی است که نسخه‌ی آینده‌ی شما، با یک پوزیشن ضررده در نیمه‌شب، فضای مانور پیدا می‌کند. «روند قوی» فضا دارد. «بسته‌شدن روزانه بالای SMA50 با مومنتوم ۲۸ روزه‌ی مثبت» ندارد.

ایندیکورا از سر ناچاری روی همین اصل ساخته شده، چون یک سیستم خودکار نمی‌تواند نیت را تفسیر کند: روند به‌صورت قیمت روزانه بالای SMA50 و مومنتوم ۲۸ روزه‌ی مثبت تعریف می‌شود، خروج‌ها از حد ضرر شاندلیر روی بالاترین قیمت از زمان ورود منهای ۳ برابر ATR استفاده می‌کنند، ریسک هر معامله بسته به سبک ۰٫۵٪ تا ۰٫۷۵٪ سرمایه است، و ورودهای جدید کریپتو از یک گیت رژیم BTC عبور می‌کنند که برای سبک محافظه‌کار ۲۰۰ روزه، برای متعادل ۱۰۰ روزه، برای تهاجمی ۵۰ روزه و برای مومنتوم غایب است. لازم نیست از همین اعداد استفاده کنید. لازم است اعداد داشته باشید.

هفت بخش

پلی‌بوکی که در دو صفحه جا شود بیشتر از آنی که در یک زونکن جا می‌شود پیروی می‌شود.

۱. دامنه‌ی نمادها. دقیقاً همان نمادهایی که معامله می‌کنید، فهرست‌شده. هرچه در فهرست نیست معامله نیست، هر کاری هم که بکند.

۲. تایم‌فریم. همان یک تایم‌فریمی که درباره‌ی اعتبار تصمیم می‌گیرد، با نام. همین خط است که بعداً جلوی گشتن دنبال تایم‌فریم موافق را می‌گیرد.

۳. تعریف ستاپ‌ها. هر ستاپ یک نام می‌گیرد و یک فهرست شماره‌دار از شرط‌ها به زبان قابل مشاهده. سه تا پنج شرط. اگر به هشت تا نیاز دارد، شما دو ستاپ دارید.

۴. ریسک. درصد سرمایه در هر معامله، و اینکه حجم پوزیشن چطور از فاصله‌ی حد ضرر استخراج می‌شود. یک عدد، نه بازه‌ای که در لحظه از داخلش انتخاب کنید.

۵. خروج. هر دو طرف. جایی که ایده اشتباه است، و اینکه سود چطور گرفته یا دنبال می‌شود. به‌صورت یک قاعده بیان شود، نه هدفی که بعداً درباره‌اش تصمیم می‌گیرید.

۶. قطع‌کننده‌های مدار. سقف ضرر روزانه برحسب R. پنجره‌ی خنک‌شدن بعد از ضرر. ساعت قطع سشن. حداکثر پوزیشن باز و حداکثر ریسک همبسته. این‌ها خطوطی هستند که درس‌های روان‌شناسی این مسیر را پوشش می‌دهند، و فقط به‌شکل عدد مکتوب کار می‌کنند.

۷. فرایند تغییر. اینکه خود پلی‌بوک اجازه دارد چطور عوض شود. این یکی تقریباً از هر برنامه‌ای غایب است و همان است که تعیین می‌کند بقیه دوام می‌آورند یا نه.

فرایند تغییر بخش باربر است

پلی‌بوکی که هیچ‌وقت عوض نشود ظرف یک سال اشتباه است. پلی‌بوکی که بشود وسط معامله عوضش کرد پلی‌بوک نیست. پس به یک قاعده‌ی اصلاح نیاز دارید، و باید ناراحت‌کننده باشد.

تغییرها بیرون از ساعات بازار انجام می‌شوند، هیچ‌وقت با پوزیشن باز. همین یکی به‌تنهایی بیشتر آسیب را حذف می‌کند.

تغییرها به دلیلی اعلام‌شده با یک عدد نیاز دارند. «فاصله‌ی حد ضرر خیلی تنگ است» دلیل نیست. «روی ۴۰ معامله، ۱۱ بازنده در فاصله‌ی کمتر از ۰٫۴ برابر ATR از ورود حد ضرر خوردند و بعد به هدف رسیدند» دلیل است.

هر بار یک تغییر، تاریخ‌دار، با تاریخ مرور. اگر سه چیز را عوض کنید، درباره‌ی هیچ‌کدامشان چیزی یاد نمی‌گیرید.

یک حداقل نمونه پیش از هر تغییر. یک عدد انتخاب کنید، ۳۰ یا ۵۰ معامله. زیر آن، نتایج نویزند و تغییر یک واکنش است. همین قاعده است که جلوی پریدن از استراتژی به استراتژی را می‌گیرد.

الزام‌آور کردنش

مکتوب بودن لازم است و کافی نیست. یک قاعده به بررسی‌ای نیاز دارد که چه حالش را داشته باشید چه نه اتفاق بیفتد.

یک چک‌لیست پیش‌معامله که پیش از سفارش پرش کنید، نه بعدش. فیزیکی یا دیجیتال، اما ترتیبی: تا تیک‌ها نخورده سفارش گذاشته نمی‌شود.

یک امتیاز پس از معامله در برابر همان فهرست، که در لحظه‌ی ورود وارد شده، یعنی همان امتیاز فرایند درس قبلی.

یک نرخ انطباق ماهانه. درصد معامله‌هایی که هر شرط را داشته‌اند. این عددی است که به‌جای بازار شما را اندازه می‌گیرد، و معمولاً سریع‌ترین چیزی است که بهبود پیدا می‌کند.

کوچ ایندیکورا هر تصمیم را منطقی، FOMO، انتقامی، خستگی، اعتماد به نفس کاذب یا اوورتریدینگ دسته‌بندی می‌کند، که برای ورودهای گرفته‌شده روی یک حساب متصلِ فقط‌خواندنی یک قرائت بیرونی از انطباق به شما می‌دهد. هیچ‌چیز را اجرا نمی‌کند. مشاهده و گزارش می‌کند، که همان کاری است که چک‌لیست شما انجام می‌دهد، منهای خوداظهاری.

با یک صفحه شروع کنید

سعی نکنید سند کامل را بنویسید. یک ستاپ با شرط‌های شماره‌دار، یک عدد ریسک، یک قاعده‌ی خروج و سه قطع‌کننده‌ی مدار بنویسید. برای ۳۰ معامله فقط همان را معامله کنید. بعد یک بار اصلاحش کنید، با دلیلی که یک عدد داخلش دارد.

ارزش یک پلی‌بوک این نیست که قواعد درست را در خود دارد. هیچ‌کس قواعد درست را از قبل نمی‌داند. ارزشش این است که رفتار شما را برای خودتان قابل دیدن می‌کند، تا وقتی چیزی خراب است بتوانید تشخیص دهید مشکل از برنامه بوده یا از اینکه دنبالش نکرده‌اید.

نکته کلیدی

یک قاعده فقط وقتی واقعی است که شکستنش بعداً دیده شود، یعنی هر خط پلی‌بوک شما باید آن‌قدر مشخص باشد که یک غریبه بتواند به معامله نمره بدهد.

خودت را بسنج

برنامه‌ی شما می‌گوید «ضررها را سریع ببر و بگذار برنده‌ها بدوند». چرا این به‌عنوان یک قاعده شکست می‌خورد؟
می‌خواهید بعد از دوره‌ای که معامله‌ها حد ضرر خوردند و بعد به هدف رسیدند فاصله‌ی حد ضررتان را باز کنید. این تغییر کِی باید انجام شود؟
تمرین

یک پلی‌بوک یک‌صفحه‌ای با یک ستاپ نام‌دار، یک درصد ریسک، یک قاعده‌ی خروج و سه قطع‌کننده‌ی مدار بنویسید، بعد ۲۰ معامله‌ی بعدی‌تان را از نظر انطباق کامل امتیاز بدهید و درصدش را ثبت کنید.

ژورنال معاملات
آنچه خواندی را تمرین کن

ایندیکورا شبیه‌ساز رایگان، بازپخش کندل و کوچ رفتاری دارد که معاملات خودت را می‌خواند.

ورود به اپ