Indikora
روانشناسی معامله · 7/10

سوگیری تأیید: چطور نموداری را که می‌خواستید پیدا می‌کنید

متوسط 8 دقیقه مطالعه

خرید هستید، قیمت خلاف شما می‌رود، پس نمودار را چک می‌کنید. ۴ ساعته بد به‌نظر می‌رسد. روزانه نامشخص است. اما هفتگی هنوز خوب است، و از همان اسکرین‌شات می‌گیرید.

شما به خودتان دروغ نگفتید. هفتگی واقعاً خوب به‌نظر می‌رسد. مشکل همین است: با تایم‌فریم‌های کافی و اندیکاتورهای کافی، همیشه یک دیدگاه موافق در دسترس است، و لحظه‌ای که پیدایش کنید دست از جست‌وجو می‌کشید.

جست‌وجو وقتی متوقف می‌شود که جواب راحت باشد

سوگیری تأیید در معامله‌گری بیشتر درباره‌ی نادیده گرفتن شواهد مخالف نیست. درباره‌ی این است که کِی از گشتن دست می‌کشید.

خرید تایم‌فریم. هر نمادی هم‌زمان در روند صعودی، روند نزولی و رنج است، بسته به اینکه کدام پنجره را انتخاب کنید. اگر تایم‌فریم را پیش از ورود ثابت نکرده باشید، بعدش آن را که با شما موافق است برمی‌دارید، و آن را به‌عنوان یک انتخاب تجربه نمی‌کنید.

شکار اندیکاتور. صدها اندیکاتور وجود دارد که بیشترشان تبدیل‌های همبسته‌ی قیمت‌اند. یکی‌یکی اضافه کنید و وقتی یکی صعودی شد بایستید، و کل فرایند حس تحقیق می‌دهد. به نمونه‌برداری تا رسیدن به نتیجه‌ی دلخواه نزدیک‌تر است.

موشکافی نامتقارن. شواهدی که از پوزیشن حمایت می‌کنند به همان صورت پذیرفته می‌شوند. شواهد مخالف بابت ایراد بررسی می‌شوند، و شواهدی که بابت ایراد بررسی شوند معمولاً ایرادی دارند. سطح اثبات لازم بسته به جهت نتیجه جابه‌جا می‌شود.

انتخاب منبع. وقتی چیزی را نگه داشته‌اید، نوشته‌ی کسانی را می‌خوانید که آن‌ها هم نگهش داشته‌اند. حس جمع کردن اطلاعات می‌دهد. محتوای اطلاعاتی منبعی که به‌خاطر نتیجه‌اش انتخابش کرده‌اید نزدیک به صفر است.

حجم پوزیشن بدترش می‌کند

این اثر با میزان چیزی که در معرض است بزرگ می‌شود، که دقیقاً برعکس چیزی است که می‌خواهید.

پوزیشن کوچک یک ترجیح ملایم تولید می‌کند. پوزیشنی به‌قدری بزرگ که ضررش درد بگیرد ترجیحی قوی تولید می‌کند، چون حالا تحلیل درباره‌ی بازار نیست، درباره‌ی این است که آیا شما در شرف اشتباه بودن به شکلی هستید که پول واقعی خرج برمی‌دارد. معامله‌هایی که تفکر شفاف در آن‌ها بیشترین اهمیت را دارد همان‌هایی هستند که کمترین دسترسی را به آن دارید.

این استدلال دوم و بی‌سروصدایی است به نفع ریسک ثابت در هر معامله. پوزیشنی که حجمش طوری تعیین شده که ضررش قابل تحمل باشد، پوزیشنی است که هنوز می‌توانید ارزیابی‌اش کنید. ایندیکورا ریسک را بسته به سبک روی ۰٫۵٪ تا ۰٫۷۵٪ سرمایه ثابت می‌کند و حجم پوزیشن را از فاصله‌ی حد ضرر استخراج می‌کند، که این اثر جانبی را دارد که هر نتیجه‌ی منفرد را به‌قدری کوچک نگه می‌دارد که بشود درباره‌اش فکر کرد.

پادزهر: اول تعیین کنید چه چیزی آن را رد می‌کند

تنها دفاع قابل اتکا این است که معیارها را پیش از آنکه در جواب ذی‌نفع شوید ثابت کنید، و کاری کنید که معیارها ابطال‌پذیر باشند.

ابطال را پیش از ورود بنویسید. یک خط: «این ایده اشتباه است اگر روزانه زیر X ببندد» یا «اگر مومنتوم ۲۸ روزه منفی شود». یک شرط مشخص، قابل مشاهده و تاریخ‌دار. نه «اگر ضعیف به‌نظر برسد».

تایم‌فریم را در برنامه‌تان ثابت کنید. اگر ستاپ یک ستاپ روزانه است، روزانه تنها تایم‌فریمی است که درباره‌ی معتبر ماندنش حق رأی دارد. ایندیکورا روند را روی روزانه و فقط همان‌جا تعریف می‌کند: قیمت بالای SMA50 و مومنتوم ۲۸ روزه مثبت، هر دو درست وگرنه دارایی واجد شرایط نیست. ارزشش این نیست که روزانه تایم‌فریم درستی است. این است که تایم‌فریم از قبل ثابت شده، پس وقتی معامله ناخوشایند می‌شود نمی‌شود سرش دوباره چانه زد.

پیش از ورود، طرف مقابل را مکتوب استدلال کنید. دو جمله درباره‌ی اینکه چرا این معامله شکست می‌خورد. اگر نمی‌توانید تولیدشان کنید، معامله را به‌قدری نمی‌فهمید که برایش حجم تعیین کنید.

برای اطلاعات جدید یک قاعده بگذارید. از قبل تصمیم بگیرید چه چیزی باعث خروج زودهنگام شما می‌شود. هر چیزی که بعد از ورود برسد و در آن فهرست نبوده، نه دلیلی برای ماندن است و نه دلیلی برای اضافه کردن.

منابعتان را از نظر گزینشی بودن بررسی کنید. اگر پنج چیز آخری که خوانده‌اید همه با پوزیشنتان موافق بوده‌اند، شما تحقیق نمی‌کردید.

داستان‌سازی پس از وقوع

نسخه‌ای از این هست که بعد از بسته شدن معامله کار می‌کند، و در بلندمدت گران‌تر است چون داده‌ی شما را خراب می‌کند.

معامله‌ای جواب می‌دهد، پس استدلالش به‌عنوان درست ثبت می‌شود. معامله‌ای شکست می‌خورد، پس زیر بدشانسی یا حد ضرر خیلی تنگ بایگانی می‌شود. روی صد معامله این یک ژورنال تولید می‌کند که هرچه از قبل باور داشتید را تأیید می‌کند، و ژورنالی که باورهایتان را تأیید کند از نداشتن ژورنال بدتر است، چون به آن اعتماد می‌کنید.

راه‌حل این است که پیش از دانستن نتیجه به تصمیم نمره بدهید. برنامه را بنویسید، ستاپ را در برابر معیارهایتان امتیاز بدهید، زمانش را مهر بزنید، و تازه بعد بگذارید معامله حل شود. یک تصمیم باکیفیت که ضرر می‌دهد هنوز یک تصمیم باکیفیت است، و یک تصمیم شلخته که می‌برد هنوز شلخته است.

رویکرد ایندیکورا به سابقه‌ی خودش همین ایده است که روی یک کارنامه‌ی عمومی اعمال شده: هر سیگنال منتشرشده با SHA-256 هش و به سیگنال قبلی زنجیر می‌شود، پس تاریخچه را نمی‌شود بعداً ویرایش یا عقب‌تاریخ کرد. مکانیزمش با ژورنال شما فرق دارد، اصلش نه. از قبل بنویسیدش، و بازنگری بعدی‌اش را سخت کنید.

سؤال مفید

دفعه‌ی بعد که دیدید دارید روی پوزیشنی که خلاف شما می‌رود یک تایم‌فریم بالاتر باز می‌کنید، یک چیز بپرسید: چه چیزی باید ببینم تا این را ببندم. اگر جواب صادقانه «هیچ‌چیزی که تا حالا اتفاق افتاده» است، شما تحلیل نمی‌کنید، دنبال اجازه می‌گردید.

نکته کلیدی

همیشه می‌شود تایم‌فریم یا اندیکاتوری پیدا کرد که با پوزیشن فعلی شما موافق باشد، پس تنها بررسی معنادار این است که از قبل بنویسید چه چیزی اشتباه بودنتان را ثابت می‌کند.

خودت را بسنج

پوزیشنتان روی تایم‌فریمی که با آن معامله کرده‌اید ضررده است، پس یکی بالاتر را چک می‌کنید و هنوز سازنده به‌نظر می‌رسد. این چه چیزی به شما گفت؟
چه چیزی یک سطح ابطال را به‌عنوان دفاع در برابر سوگیری تأیید مفید می‌کند؟
تمرین

برای ۱۰ معامله‌ی بعدی‌تان پیش از ورود شرط ابطال و دو جمله در دفاع از طرف مقابل بنویسید، بعد مرور کنید که آیا معامله‌ی ضررده‌ای فراتر از ابطال مکتوب خودش نگه داشته شده است یا نه.

ژورنال معاملات
آنچه خواندی را تمرین کن

ایندیکورا شبیه‌ساز رایگان، بازپخش کندل و کوچ رفتاری دارد که معاملات خودت را می‌خواند.

ورود به اپ