معاملهی انتقامی و تیلت: معاملهای که بعد از ضرر میگیرید
ضرر کردید. یک ضرر عادی، داخل قواعد خودتان، دقیقاً به همان حجمی که برنامهریزی کرده بودید. و نود ثانیه بعد با دو برابر حجم دوباره در همان بازار بودید، بدون هیچ ستاپی، چون میخواستید پول را قبل از بسته شدن روز پس بگیرید.
هیچکس آن معامله را برنامهریزی نمیکند. در سند استراتژیتان نیست و بعدش هم نمیتوانید توضیحش بدهید. اما اگر تاریخچهی معاملات خودتان را بالا و پایین کنید، احتمالاً آنجاست، و احتمالاً سهم نامتناسبی از بدترین روزهایتان از همانجا آمده است.
تیلت یک باریکشدن است، نه یک حال بد
کلمهی تیلت از پوکر آمده و چیزی مشخصتر از «ناراحت بودن» را توصیف میکند. بعد از یک ضرر، توجه شما روی همان نمادی که پول را برد و روی کوتاهترین تایمفریمی که باز دارید باریک میشود. باقی چیزهای روی صفحه نامرئی میشوند.
دو چیز قابل اندازهگیری همزمان تغییر میکنند: مدت نگهداری معامله فرو میریزد و حجم بالا میرود. دیگر منتظر ستاپ نمیمانید، چون انتظار حسِ هیچکارینکردن دارد، و هیچکارینکردن حسِ پذیرفتن ضرر دارد. حجم بالا میرود چون با حجم عادی جبران به سه برنده نیاز دارد و شما یکی میخواهید.
همین ترکیب مشکل است. مدت نگهداری کوتاهتر یعنی نویز بر هر برتریای که داشتید غالب میشود. حجم بزرگتر یعنی ضرری که از نویز میخورید از ضرری که میخواستید پاکش کنید بزرگتر است. بعد ضرر دوم نسخهی قویتری از همان واکنش را تولید میکند.
آسیب حساب تقریباً هیچوقت از ضرر اول نمیآید. از معاملههای چهارم تا نهم میآید.
ریاضیات «پس گرفتنش»
دلیلی هست که این انگیزهی جبران اینقدر قوی و اینقدر بدکالیبره است. یک دراودان ۲۰٪ برای برگشتن به سربهسر ۲۵٪ سود لازم دارد. دراودان ۵۰٪، ۱۰۰٪ لازم دارد. چاله سریعتر از آنچه بهنظر میرسد شیبدار میشود، پس هر تلاش برای پر کردنش در یک معامله حجم بیشتری از قبلی میخواهد.
در همین حال، معاملههایی که روی تیلت میگیرید در بهترین حالت شیر یا خطاند. شما آنها را انتخاب نمیکنید. هر چیزی را که حرکت میکند برمیدارید، چون حرکت همان چیزی است که معامله را در دسترس جلوه میدهد.
شیر یا خط با سه برابر حجم برنامهی جبران نیست، نسخهی بزرگتر همان چیزی است که میخواهید خنثایش کنید. ارزش انتظاری یک ورود تصادفی تقریباً صفر منهای هزینههاست، و هزینهها روی پوزیشنی که بیشازاندازه بزرگ است کم نیستند.
پادزهر یک تایمر است، نه اراده
تصمیم به «دفعهی بعد منضبط ماندن» جواب نمیدهد، چون تصمیم را نسخهی آرام شما میگیرد و نسخهای که تازه پول باخته اجرایش میکند. راهحل باید مکانیکی باشد و باید از قبل تنظیم شده باشد.
دو قاعده بیشترش را پوشش میدهد.
یک پنجرهی خنکشدن بعد از هر ضرر. یک عدد انتخاب کنید و بنویسیدش: ۳۰ دقیقه، یا تا باز شدن سشن بعدی، یا دو ساعت. در آن پنجره میتوانید نمودار ببینید و یادداشت بنویسید، اما نمیتوانید سفارش بگذارید. پنجره تنبیه نیست. برای این وجود دارد که آن باریکشدن موقتی است و بیشترش خودبهخود برطرف میشود.
یک سقف ضرر روزانه برحسب R. اگر در هر معامله ۰٫۵٪ ریسک میکنید، آن ۱R است. برای کل روز یک حد ضرر بگذارید، چیزی مثل ۲R یا ۳R ضرر محققشده، و وقتی به آن رسیدید تا فردا کارتان تمام است. همین قاعده است که یک روز بد را به یک روز بد تبدیل میکند بهجای یک ماه بد.
اگر میتوانید سقف را فیزیکی و اجراشدنی کنید: از حساب خارج شوید، پلتفرم را ببندید، سشن را به یک تایمر بسپارید. قاعدهای که با یک کلیک برمیگردد یک پیشنهاد است.
دیدنش در دادهی خودتان
پذیرفتن این الگو وقتی راحتتر است که بتوانید بشمریدش، نه اینکه بهخاطر بیاوریدش. هر معامله را با فاصلهی زمانی از خروج قبلی و R آن معاملهی قبلی برچسب بزنید. بعد میانگین نتیجهی معاملههایی را که ظرف ۱۵ دقیقه پس از یک ضرر گرفته شدهاند با بقیه مقایسه کنید. بیشتر آدمها یک شکاف روشن پیدا میکنند، و آن شکاف از هر سخنرانیای متقاعدکنندهتر است.
کوچ ایندیکورا همین دستهبندی را خودکار انجام میدهد. هر تصمیم را با استفاده از زمانبندی و حجمدهی حول فیلهای خودتان روی یک حساب متصلِ فقطخواندنی، منطقی، FOMO، انتقامی، خستگی، اعتماد به نفس کاذب یا اوورتریدینگ برچسب میزند. قضاوتتان نمیکند. شمارشی را تولید میکند که در غیر این صورت باید دستی میساختید.
وقتی موضوع واقعاً معاملهگری نیست
گاهی میل به پس گرفتن اصلاً به آخرین معامله ربطی ندارد. اگر با پولی معامله میکنید که به آن نیاز دارید، یا ضررها را روزها پشت سر هم دنبال میکنید، یا اندازهی حساب را از نزدیکانتان پنهان میکنید، این وضعیت دیگری است و یک قاعدهی معاملاتی حلش نمیکند.
رک بگوییم: بازار راه خروج از مشکل مالی نیست، و همان اهرمی که جبران سریع را تصورپذیر میکند همان اهرمی است که چاله را عمیقتر میکند. اگر الگو بهجای اینکه صرفاً آزاردهنده باشد حس اجباری دارد، برای همین حمایت وجود دارد، و ارزشش را دارد که پیش از تغییر قاعدهی بعدی از آن استفاده کنید.
معاملهی انتقامی نقصی در شخصیت شما نیست. یک واکنش قابل پیشبینی با شکلی قابل پیشبینی است، و چیزهای قابل پیشبینی را میشود با قاعدهای که پیش از شروع واکنش تنظیم شده مسدود کرد.
معاملهی انتقامی نقص شخصیت نیست، یک واکنش قابل پیشبینی به ضرر است، و تنها راهحل قابل اتکا قاعدهای است که برای مدتی مشخص توانایی اقدام را از شما میگیرد.
خودت را بسنج
۳۰ معاملهی بستهشدهی آخرتان را با تعداد دقیقهی گذشته از خروج قبلی برچسب بزنید، بعد میانگین R معاملههایی را که ظرف ۱۵ دقیقه پس از یک ضرر باز شدهاند با بقیهی معاملههایتان مقایسه کنید.
ژورنال معاملاتایندیکورا شبیهساز رایگان، بازپخش کندل و کوچ رفتاری دارد که معاملات خودت را میخواند.
ورود به اپ