ژورنال: چه چیزی ثبت میشود، و چرا
تقریباً همه یک بار ژورنال معاملاتی شروع کردهاند. تقریباً هیچکس ژورنالی ندارد که بیشتر از چند هفته طول کشیده باشد. دلیلش تنبلی نیست. این است که ژورنالی که بیشتر آدمها میسازند چیزهای اشتباهی را ثبت میکند، موقع بازخوانی هیچ چیز مفیدی تولید نمیکند، و برای همین بیسروصدا ارزش آن پنج دقیقه را از دست میدهد.
ژورنال شکستخوردهی معمول فهرستی از معاملههاست با قیمتها، نتیجهها و یک نظر که بعد از بستهشدن نوشته شده. نظری که بعد از بستهشدن نوشته شود شاهد نیست، داستان است. تا آن موقع نتیجه را میدانید و مغز انسان استدلال را طوری بازسازی میکند که با آن جور دربیاید. «باید نگه میداشتم» و «شانس آوردم» هر دو روایتهایی هستند که از نتیجهای که از قبل دارید سرهم شدهاند.
ژورنال فقط وقتی خرجش را درمیآورد که بخشی از آن پیش از وجود داشتن نتیجه تثبیت شده باشد.
ایندیکورا بدون شما چه چیزی را ثبت میکند
لایهی مکانیکی بهطور خودکار ثبت میشود، چون دقیقاً همان بخشی است که آدمها ناهماهنگ ثبتش میکنند و دقیقاً همان بخشی است که باید دقیق باشد.
برای هر معاملهی بستهشده: قیمت و مهر زمانی ورود، قیمت و مهر زمانی خروج، فاصلهی حد ضرر اولیه، اندازهی پوزیشن، ریسک برداشتهشده بهصورت درصدی از موجودی، نتیجه برحسب R، دارایی، و سبکی که فعال بوده. بهعلاوه وضعیت قواعد در لحظهی ورود: اینکه قیمت بالای SMA50 بوده یا نه، مقدار مومنتوم ۲۸ روزه، و اینکه فیلتر رژیم BTC اگر اعمال میشده کجا ایستاده بوده.
همان گروه آخر است که تفاوت را میسازد. ثبت وضعیت قواعد در لحظهی ورود به شما اجازه میدهد بعداً دو شکست کاملاً متفاوت را از هم جدا کنید: معاملهای که قواعد را دنبال کرد و ضرر داد، و معاملهای که ضرر داد چون قواعد را دنبال نمیکردید. این دو در یک فهرست سادهی سود و زیان یکسان بهنظر میرسند و پاسخهای متضادی میخواهند.
طبقهبندی Coach از آن تصمیم هم پیوست میشود، پس هر معاملهی بستهشده برچسبی حمل میکند که شرایط گرفتهشدنش را توصیف میکند.
چیزی که فقط شما میتوانید اضافه کنید
هر چیزی که بالا آمد واقعیت است. هیچکدامش «چرا» نیست.
فیلد یادداشت برای چیزی است که در آن لحظه باور داشتید. نه یک پیشبینی و نه یک هدف، که هر دو شکلهایی از پیشگوییاند و ژورنال هیچ استفادهای از آنها ندارد. اینکه به چه چیزی واکنش نشان میدادید. چه چیزی تازه خوانده بودید. آرام بودید یا نه. این همان معاملهای بود که آن صبح برنامهریزی کرده بودید یا یکی که موقع نگاهکردن به چیز دیگری پیدایش کردید.
تگها برای گروهبندیاند. برچسبهای آزادی که خودتان برای خودتان اختراع میکنید: شرایط بازار، حال خودتان، ستاپ مشخص، هر دستهای که اشتباههای خودتان واقعاً در آن میافتند. نکتهی یک تگ این است که شش ماه بعد میتوانید رویش فیلتر کنید و پانزده معامله ببینید که یک ویژگی مشترک دارند، و این کوچکترین نمونهای است که یک الگو اصلاً در آن شروع به دیدهشدن میکند.
دلیل اینکه این را نمیشود خودکار کرد این است که موتور به استدلال شما دسترسی ندارد. پرشدن سفارش را میبیند. سی ثانیهی پیش از پرشدن را نمیبیند، و اطلاعات مفید معمولاً در همان سی ثانیه است.
مروری که واقعاً چیزی پیدا میکند
خواندن معاملهها به ترتیب زمانی همان راهی است که ژورنالها میمیرند. حس سختکوشی تولید میکند و هیچ یافتهای.
بهجایش فیلتر کنید. هر معامله با یک تگ مشخص را بیرون بکشید و فقط همانها را بخوانید. هر معاملهی برچسبخوردهی Revenge را بیرون بکشید و به توزیع R نگاه کنید. هر معاملهای را که وقتی فیلتر رژیم بسته بوده گرفته شده بیرون بکشید، اگر سبکتان اجازه میدهد، و با بقیه مقایسهشان کنید.
ضررهای با رعایت قاعده را جدا از ضررهای با نقض قاعده مقایسه کنید. سیستمی که روی معاملههای پیرو قواعد ضرر میدهد طبق طراحی رفتار میکند، چون ضرر بخشی از طراحی است. سیستمی که عمدتاً روی معاملههای ناقض قواعد ضرر میدهد مشکل کاملاً دیگری دارد، و آن مشکل سیستم نیست.
دنبال یادداشتی بگردید که پیش از نتیجه نوشتهاید. باارزشترین ثبتها آنهایی هستند که در آنها تردیدی را ثبت کردهاید و باز هم معامله کردهاید. اینها تنها شاهد مستقیمی است که تا ابد گیرتان میآید مبنی بر اینکه چیزی را میدانستید و رویش دست بردید، و بازسازیشان از حافظه ممکن نیست چون حافظه همینها را پاک میکند.
ژورنال چه چیزی نیست
گزارش عملکرد نیست. شمردن برندهها در اندازهی نمونهای که یک معاملهگر منفرد جمع میکند تقریباً هیچ چیزی نمیگوید، و یک رشته شانس در هر جهت میتواند بر صد معامله مسلط شود.
جای نتیجهگیری دربارهی بازارها نیست. «طلا جمعهها برمیگردد» از یازده مشاهده نویز است با یک جمله دورش پیچیده.
و جایگزین قواعد هم نیست. ژورنال اندازه میگیرد که آیا یک برنامه را اجرا کردهاید. برنامه را نمیسازد. اگر قاعدهی نوشتهشدهای وجود نداشته باشد، چیزی نیست که ثبت در برابرش مقایسه شود، و کل تمرین به روایتکردن نتایج فرو میریزد.
حقیقت ناراحتکننده این است که بیشتر آنچه یک ژورنال آشکار میکند اصلاً دربارهی بازارها نیست. سندی است از فاصلهی بین آنچه گفتید انجام میدهید و آنچه انجام دادید، به خط خودتان، با تاریخ. آن فاصله تنها چیزی در معاملهگری است که کاملاً تحت کنترل شماست، و بدون سند مکتوبی که پیش از دانستن پایان داستان نوشته شده باشد نامرئی است.
تنها یادداشت ژورنالی که ارزش نوشتن دارد آن است که پیش از وجود داشتن نتیجه نوشته شده، چون هر چیزی که بعدش نوشته شود داستانی است ساختهشده برای جورشدن با نتیجه.
خودت را بسنج
ژورنالتان را روی هر معاملهای که یک تگ مشخص دارد فیلتر کنید، فقط همانها را بخوانید و یک جمله بنویسید که وجه اشتراکشان را توصیف کند، چیزی که خود اعداد نشانش نمیدهند.
ژورنال معاملاتایندیکورا شبیهساز رایگان، بازپخش کندل و کوچ رفتاری دارد که معاملات خودت را میخواند.
ورود به اپ