Indikora
خواندن چارت · 5/10

روند یا رنج: تنها طبقه‌بندی‌ای که رفتارتان را عوض می‌کند

مبتدی 7 دقیقه مطالعه

یک دوره داشتید که همه چیز کار می‌کرد. ورودها پر می‌شدند، حرکت‌ها کش می‌آمدند، روش بدیهی به‌نظر می‌رسید. بعد همان روش، با همان اجرا، طی چند هفته سودها را پس داد و شما ماندید که چه چیزی را خراب کرده‌اید.

معمولاً هیچ چیز خراب نشده. بازار نوعش را عوض کرده، و آن روش از اول فقط برای یکی از این دو ساخته شده بود. تقریباً هر ابزار تکنیکالی یا ابزار روند است یا ابزار رنج، و به‌کاربردن هرکدام در محیط اشتباه به‌جای یک شکست واحد و آشکار، خون‌ریزی کند و گیج‌کننده‌ای تولید می‌کند. همین است که تشخیصش را از داخل سخت می‌کند.

این دو محیط کارهای متضادی با شما می‌کنند

در روند، قیمت پیشرفت می‌کند. سقف‌ها و کف‌ها در یک جهت پله می‌زنند، اصلاح‌ها قبل از سوئینگ قبلی متوقف می‌شوند، و میانگین‌های متحرک شیب دارند. خریدن قدرت پاداش می‌گیرد و شرط‌بستن علیه حدها تنبیه می‌شود.

در رنج، قیمت برمی‌گردد. سقف‌ها نزدیک یک سطح جمع می‌شوند، کف‌ها نزدیک سطح دیگری، و وسط مکرر رد می‌شود. شرط‌بستن علیه حدها پاداش می‌گیرد و خریدن قدرت تنبیه می‌شود، چون آن قدرت همان چیزی است که قرار بوده درونش بفروشید.

این‌ها شدت‌های متفاوت یک بازار نیستند. اینکه کدام رفتار پول می‌دهد را وارونه می‌کنند. همان ورود بریک‌اوتی که در روند یک حرکت ۶R را می‌گیرد، همان ورودی است که در رنج چهار بار در جهت مخالف خورده می‌شود. بار دوم بدتر اجرایش نکردید.

چطور بدون اندیکاتور جدید تصمیم بگیرید

برای طبقه‌بندی محیط به اسیلاتور نیاز ندارید. دو مشاهده از خود قیمت بیشتر کار را انجام می‌دهد.

ساختار. آیا سقف‌ها و کف‌های سوئینگ هر دو در یک جهت پله می‌زنند. روند سقف بالاتر و کف بالاتر دارد، یا کف پایین‌تر و سقف پایین‌تر. رنج سقف‌هایی تقریباً در یک سطح و کف‌هایی تقریباً در سطحی دیگر دارد، بدون پیشرفت خالص در چند سوئینگ.

جابه‌جایی خالص در برابر مسافت طی‌شده. فاصله‌ای را که قیمت در ۳۰ کندل آخر در خط مستقیم پوشانده بردارید و با کل مسافتی که در آن پنجره بالا و پایین رفته مقایسه کنید. روند به ازای مسافتی که راه رفته زمین زیادی می‌گیرد. رنج مسیر درازی را راه می‌رود و همان جایی تمام می‌کند که شروع کرده بود. این نسبت را در دو ثانیه با چشم می‌شود سنجید و به‌طرز چشمگیری سخت است که آدم خودش را درباره‌اش گول بزند.

ADX و شاخص‌های قدرت مشابه سعی می‌کنند این را فرموله کنند. قابل استفاده‌اند، ولی مثل هر چیز دیگری تأخیر دارند، و ADX بالا روندی را توصیف می‌کند که از قبل در جریان بوده. ساختار همان جواب را زودتر و با پارامترهای کمتر به شما می‌دهد.

چرا «بدون پوزیشن» هم یک نتیجه‌ی طبقه‌بندی است

بخش ناخوشایند این است که خیلی وقت‌ها جواب نه به‌روشنی این است و نه آن. قیمت در حال گذار است، یا در حال فشرده‌شدن، یا دارد در هر جهت یک سوئینگ بد می‌زند.

روشی که برای روند ساخته شده حالت تضعیف‌شده‌ای برای رنج ندارد. کلید خاموش دارد. اینکه تصمیم بگیرید محیط نامشخص است و بنابراین روش جهت‌دار را اجرا نکنید، نتیجه‌ی مشروع همان طبقه‌بندی است، نه ناتوانی در پیداکردن معامله.

بیشتر آدم‌ها نمی‌توانند این کار را بکنند، چون بیرون‌نشستن شبیه هیچ‌کاری‌نکردن است در حالی که بقیه فعال‌اند. ارزش دارد صادق باشیم که جایگزینش پرداختن شهریه به بازاری است که تا وقتی عوض نشود به روش شما پاداش نمی‌دهد.

ایندیکورا این را به‌جای قضاوت شخصی به‌صورت فیلتر واجد شرایط بودن کدگذاری می‌کند. روند روی تایم روزانه اندازه‌گیری می‌شود: قیمت بالای SMA50 و مومنتوم ۲۸ روزه مثبت. وقتی هر دو درست نباشند، دارایی صرفاً واجد شرایط نیست، که نسخه‌ی مکانیکی همان «کلید خاموش» است. برای کریپتو یک لایه‌ی رژیم اضافه هم هست - یک گیت بیت‌کوین که ورودهای جدید را بر اساس سبک فیلتر می‌کند، به این شکل که سبک محافظه‌کارانه بالابودن بیت‌کوین از میانگین ۲۰۰ روزه‌اش را لازم دارد، متعادل ۱۰۰ روزه، تهاجمی ۵۰ روزه، و مومنتومی هیچ وتوی بیت‌کوینی اعمال نمی‌کند.

طبقه‌بندی پیش‌بینی نیست

یک هشدار، چون این ایده هم زیادی فروخته می‌شود.

نام‌گذاری محیط فعلی به شما می‌گوید چه اتفاقی در جریان بوده، نه اینکه بعدش چه می‌شود. روندها تمام می‌شوند. رنج‌ها می‌شکنند. طبقه‌بندی‌ای که از ۳۰ کندل آخر ساخته شده می‌تواند درباره‌ی کندل ۳۱ اشتباه باشد، و هیچ مقدار دقتی در طبقه‌بندی این را عوض نمی‌کند.

آنچه به شما می‌دهد ثبات رفتار است. اگر روند را طبقه‌بندی کرده‌اید، قدرت را می‌خرید، در اصلاح‌ها نگه می‌دارید، و با یک قاعده‌ی تریلینگ خارج می‌شوید. اگر رنج را طبقه‌بندی کرده‌اید، برعکسش را می‌کنید و در سطح سود می‌گیرید. قاطی‌کردن این دو - ورود روی بریک‌اوت و بعد سودگرفتن انگار در رنج هستید - همان راهی است که آدم‌ها روشی برنده را در حالی که تک‌تک قواعد را رعایت می‌کنند به روشی بازنده تبدیل می‌کنند.

این را پیش از هر چیز دیگر انجام دهید

پیش از اندیکاتور، پیش از ستاپ، پیش از حجم، به یک پرسش جواب دهید: این بازار دارد پیشرفت می‌کند یا برمی‌گردد.

گاهی اشتباه خواهید کرد. باز هم بسیار باثبات‌تر از معامله‌گری خواهید بود که دوشنبه روش روندی اجرا می‌کند و پنجشنبه غریزه‌ی بازگشت به میانگین، چون دو معامله‌ی آخر دردش آورده. طبقه‌بندی خودِ برتری نیست. چیزی است که به یک برتری اجازه می‌دهد از برخورد با بازاری که هر چند ماه شخصیتش عوض می‌شود جان به در ببرد.

نکته کلیدی

بیشتر استراتژی‌ها از کار نمی‌افتند، بلکه به نوعی از بازار می‌خورند که هرگز برایش ساخته نشده بودند، پس پیش از اجرای روش، بازار را طبقه‌بندی کنید.

خودت را بسنج

روش بریک‌اوت شما فصل گذشته پنج برنده‌ی تمیز داد و این فصل نُه ضرر کوچک، بدون هیچ تغییری در نحوه‌ی اجرا. محتمل‌ترین توضیح چیست؟
بازار فعلی را رنج طبقه‌بندی می‌کنید. این طبقه‌بندی واقعاً چه چیزی به شما می‌دهد؟
تمرین

سه دارایی متفاوت را در ریپلی کندلی باز کنید، هر سه را روی یک تاریخ نگه دارید، و پیش از جلوبردن بیست کندل دیگر تصمیم روند یا رنجتان را به‌همراه دلیل ساختاری‌اش بنویسید و بعد بررسی‌اش کنید.

بازپخش کندل
آنچه خواندی را تمرین کن

ایندیکورا شبیه‌ساز رایگان، بازپخش کندل و کوچ رفتاری دارد که معاملات خودت را می‌خواند.

ورود به اپ