بریکاوت، و اینکه چرا بیشترشان شکست میخورند
قیمت به سطحی فشار میآورد که سه بار پشتش مانده. ردش میکند. وارد میشوید، و ظرف دو روز دوباره داخل رنج هستید و تماشا میکنید حرکتی که خریدید برمیگردد. اگر بهقدر کافی تکرار شده باشد، احتمالاً نتیجه گرفتهاید که بریکاوت تلهای است که برای آدمهایی مثل شما پهن شده.
نصفش درست است. بیشتر بریکاوتها واقعاً شکست میخورند، و این شاهدی بر بازار دستکاریشده یا روش بد نیست. نرخ پایه است. سیستمهای بریکاوت خوبادارهشده معمولاً ۳۰٪ تا ۴۰٪ معاملههایشان را میبرند. پرسش هیچوقت این نیست که چطور در بریکاوت ضرر نکنیم. این است که آیا ساختار بردها و باختهایتان تحمل اینقدر باختن را دارد یا نه.
چرا نرخ شکست ساختاراً بالاست
رنج وجود دارد چون دو گروه بر سر ارزش اختلاف دارند و هیچکدام نمیتواند قضیه را یکسره کند. لبههای آن رنج جایی است که سفارشهای خوابیده تلنبار میشوند: حد ضررهای کسانی که داخل پوزیشن گرفتهاند، و سفارشهای ورود کسانی که منتظر شکستاند.
حرکتی که از آن سطح رد شود همهی آن سفارشها را یکجا فعال میکند، که صرفنظر از اینکه کسی نظرش دربارهی ارزش عوض شده باشد یا نه حرکت تولید میکند. این همان مکانیک کلیدی است. جهش اولیه از یک سقف تا حدی مکانیکی است، و حرکت مکانیکی هیچ ادامهای درون خودش ندارد.
ادامه به مشارکتکنندههای جدیدی نیاز دارد که بعد از عبور از سطح، به دلایل خودشان و در قیمتهای بدتر وارد شوند. وقتی این اتفاق بیفتد، شکست نگه میدارد. وقتی سفارشهای مکانیکی ته بکشند و کسی جلو نیاید، قیمت به داخل برمیگردد و کسانی که شکست را خریدند به دور بعدی فروشندهها تبدیل میشوند - و برای همین است که بریکاوتهای ناموفق اغلب بهشدت در جهت مخالف برمیگردند.
لازم نیست بازار شکار شما کرده باشد تا این اتفاق بیفتد. دفتر سفارش خودبهخود این کار را میکند.
محیط، شانس را تعیین میکند
همان ورود بریکاوتی بسته به آنچه پیش از آن آمده شانس کاملاً متفاوتی دارد.
شکستِ یک فشردگی طولانی و آرام درون یک روند موجود، رفتاری متفاوت از شکستِ یک رنج پهن و متلاطم که به جایی نمیرود دارد. در حالت اول ساختار پیرامون از قبل دارد پیشرفت میکند، پس شکست ادامهی چیزی است. در حالت دوم نیروی جهتداری وجود ندارد، پس شکست چیزی برای ادامهدادن ندارد.
اینجا همان جایی است که طبقهبندی روند یا رنج کار واقعی میکند. اجرای بیتفاوت ورودهای بریکاوت در هر دو محیط همان راهی است که نرخ شکست از «بالا ولی قابل کار» به «بهطور مداوم زیانده» میرسد.
نسخهی ایندیکورا از این فیلتر مکانیکی است: دارایی فقط وقتی واجد شرایط است که قیمت روزانه بالای SMA50 باشد و مومنتوم ۲۸ روزه مثبت. تلاشی برای معاملهی شکست در داراییهایی که روی نمودار روزانهی خودشان روند ندارند نمیکند.
حسابی که یک اکثریتِ بازنده را سودده میکند
۱۰۰ معامله با نرخ برد ۳۵٪ بردارید، با ریسک ۱R در هر معامله، میانگین برندهی ۳R و بازندهی ۱R.
- ۳۵ برد × ۳R = ۱۰۵R
- ۶۵ باخت × ۱R = ۶۵R
- خالص = ۴۰R
حالا یک عدد را عوض کنید. برندهها را به ۱٫۵R کوتاه کنید، چون روی آنهایی که داشتند کار میکردند زود سود گرفتید، و همان ۱۰۰ معامله ۵۲٫۵R منهای ۶۵R تولید میکند، یعنی ۱۲٫۵R ضرر خالص. بیشتر نباختید. فقط دست برداشتید از اینکه بگذارید برندهها هزینهی بازندهها را بدهند، و همین یک کار ساختاری سودده را به ساختاری زیانده برگرداند.
این رایجترین راهی است که معاملهگران بریکاوت برتری خودشان را نابود میکنند. ضررها حس مسئله را میدهند، پس ورودها را سفتتر میکنند و زودتر سود میگیرند، و هر دو به سمت اشتباه معادله حمله میکنند.
چیزی که واقعاً بازماندهها را جدا میکند
برای نرخ پایه حجم میگیرند. اگر ۶ یا ۷ تا از هر ۱۰ ببازد، رشتههای پنجتایی ضرر عادیاند. با ریسک ۰٫۵٪ در هر معامله، رشتهی پنج ضرر حدود ۲٫۵٪ سرمایه خرج برمیدارد، که آزاردهنده است. با ریسک ۵٪، ۲۵٪ خرج برمیدارد، که کار را تمام میکند. همین تصمیمِ حجم است که تعیین میکند وقتی برنده از راه میرسد هنوز سر میز هستید یا نه.
برای برندهها خروج مکانیکی دارند. یک قاعدهی تریلینگ مثل استاپ چندلیر روی ۳ × ATR زیر بالاترین قیمت از زمان ورود، شما را فراتر از نقطهای که دستی سود میگرفتید در حرکت نگه میدارد. در هر خروج بخشی از قله را پس میدهد، و این هزینهی گرفتنِ آن حرکت گاهبهگاهی است که دور میرود.
ورود دوباره را میپذیرند. شکستی که ناموفق باشد و یک هفته بعد دوباره بشکند یک معاملهی جدید است، نه ادامهی یک کینهی قدیمی. رد کردنش به این دلیل که تلاش اول دردتان آورده، گرانترین شکل حافظه در معاملهگری است.
قاب صادقانه
معاملهی بریکاوت روشی است برای گرفتن حرکتهای بزرگِ نادر، به بهای ضررهای کوچکِ مکرر. اگر این معاوضه با خلقوخوی شما جور درنمیآید، این یافتهای واقعی و مشروع دربارهی خودتان است، و بهتر است روی کاغذ کشف شود تا بعد از یازده ضرر پشت سر هم.
کاری که نمیتوانید بکنید این است که ضررهای کوچکِ مکرر را نگه دارید و همزمان برندههای بزرگِ نادر را کوتاه کنید. آن نسخه از این روش هیچ مسیری به سوددهی ندارد، هر قدر هم سطحهایتان را خوب انتخاب کنید.
روشهای بریکاوت ذاتاً بیشتر معاملههایشان را میبازند، پس فقط وقتی کار میکنند که به برندههای نادر اجازه داده شود خیلی فراتر از اندازهی یک بازنده بدوند.
خودت را بسنج
یک دارایی را شش ماه ریپلی کنید، هر شکست سقف بیست کندل قبل را علامت بزنید، و نرخ برد و میانگین اندازهی برندهها در برابر بازندهها را برحسب R ثبت کنید.
بازپخش کندلایندیکورا شبیهساز رایگان، بازپخش کندل و کوچ رفتاری دارد که معاملات خودت را میخواند.
ورود به اپ