Indikora
خواندن چارت · 8/10

تحلیل چند تایم‌فریمی بدون اینکه خودتان را نقض کنید

متوسط 8 دقیقه مطالعه

هفتگی صعودی است. روزانه دارد برمی‌گردد. تایم ۴ ساعته در حال کف‌سازی است. تایم ۱۵ دقیقه‌ای همین حالا شکست نزولی داد. هر چهارتا همزمان درست‌اند، و هرکدام از تصمیم متفاوتی پشتیبانی می‌کند.

این نتیجه‌ی عادی اضافه‌کردن تایم‌فریم است، و برای همین «همیشه چند تایم‌فریم را چک کن» توصیه‌ای این‌قدر ناقص است. نمودار بیشتر به‌خودی‌خود وضوح بیشتری تولید نمی‌کند. گزینه‌ی بیشتر تولید می‌کند، و گزینه همان چیزی است که ذهن تحت فشار برای توجیه کاری که از قبل می‌خواسته به کار می‌برد.

تایم‌فریم‌گردی همان حالت شکست واقعی است

الگو این است. می‌خواهید داخل یک معامله باشید. نموداری که استفاده می‌کردید پشتیبانی‌اش نمی‌کند. به تایم‌فریم پایین‌تر می‌روید، جایی که یک ساختار کوچک‌تر پشتیبانی‌اش می‌کند، و وارد می‌شوید.

یا برعکس: در یک معامله‌ی ضررده هستید، تایم‌فریمتان می‌گوید ایده خراب شده، و به هفتگی می‌روید که پوزیشن هنوز آنجا خوب به‌نظر می‌رسد. حد ضرری که قرار بود معامله را ببندد حالا زودهنگام حس می‌شود.

هر دو یک خطای واحدند - عوض‌کردن تایم‌فریم بعد از دیدن جواب. از داخل قابل تشخیص نیست، چون در هر قدم داشتید تحلیل مشروع انجام می‌دادید. تنها تفاوت تحلیل چند تایم‌فریمی با تایم‌فریم‌گردی این است که نقش‌ها پیش از نگاه‌کردن تعیین شده باشند یا نه.

هر تایم‌فریم، یک وظیفه

راه‌حل کسل‌کننده و مؤثر است. از پیش تصمیم بگیرید هر تایم‌فریم مجاز است چه چیزی را تصمیم بگیرد، و نگذارید چیز دیگری آن را نقض کند.

تایم‌فریم بالاتر طبقه‌بندی می‌کند. به یک پرسش جواب می‌دهد: روندی هست یا نه. این یک فیلتر است، نه سیگنال. کم عوض می‌شود، و به شما نمی‌گوید کِی کاری بکنید.

تایم‌فریم معاملاتی ورود و حد ضرر را تعیین می‌کند. اینجا جایی است که ستاپ تعریف می‌شود، جایی که باطل‌شدن زندگی می‌کند، و جایی که معامله اندازه‌گیری می‌شود. تنها نموداری است که ریسکتان از آن حساب می‌شود.

تایم‌فریم پایین‌تر، اگر اصلاً استفاده‌اش کنید، فقط اجرا را ظریف‌تر می‌کند. می‌تواند کمک کند سفارش را کمی بهتر داخل سطحی که از قبل تصمیم گرفته‌اید بگذارید. هرگز اجازه ندارد تصمیمی را که بالاتر گرفته شده وتو کند، و هرگز نمی‌تواند معامله‌ای بسازد که تایم‌فریم معاملاتی مجازش نکرده باشد.

همین قاعده‌ی آخر است که پول نجات می‌دهد. تایم‌فریم پایین‌تر همیشه چیز ترسناکی نشانتان می‌دهد، چون در مقیاس به‌قدر کافی کوچک هر بازاری انگار دارد از هم می‌پاشد. دادن حق وتو به آن یعنی هیچ‌وقت هیچ چیزی را نگه نمی‌دارید.

یک فاصله‌گذاری قابل کار

تایم‌فریم‌هایی که خیلی به هم نزدیک‌اند یک چیز را دو بار می‌گویند، که حس تأیید می‌دهد و در واقع یک مشاهده است که دو بار شمرده شده. نمودار ۱ ساعته و ۲ ساعته تا حد زیادی یک اطلاعات‌اند.

ضریبی حدود ۴ تا ۶ بین سطح‌ها آن‌ها را به‌قدر کافی مستقل نگه می‌دارد که چیزهای متفاوتی بگویند: روزانه و هفتگی، یا ۴ ساعته و روزانه، یا ۱۵ دقیقه‌ای و ۴ ساعته. دو سطح معمولاً کافی است. سه سطح بیشترین چیزی است که اکثر آدم‌ها می‌توانند با ثبات نگه دارند، و سومی اغلب تزئینی است.

ایندیکورا این را عمداً باریک نگه می‌دارد. روند فقط روی تایم روزانه اندازه‌گیری می‌شود - قیمت بالای SMA50 با مومنتوم ۲۸ روزه‌ی مثبت - و برای کریپتو یک لایه‌ی رژیم بالای آن هست، یک گیت بیت‌کوین که ورودهای جدید را بر اساس سبک فیلتر می‌کند، با میانگین ۲۰۰ روزه‌ی بیت‌کوین برای محافظه‌کارانه، ۱۰۰ روزه برای متعادل، ۵۰ روزه برای تهاجمی، و بدون وتوی بیت‌کوینی برای مومنتومی. نمودار چهارمی وجود ندارد که وقتی سه‌تای اول اختلاف داشتند به آن رجوع شود.

وقتی با هم تضاد دارند چه کنید

تضاد خواهند داشت. تضاد حالت عادی است، نه ناهنجاری‌ای که باید حل شود.

تضاد بین طبقه‌بندی‌کننده و تایم‌فریم معاملاتی یعنی بدون معامله. اگر تایم‌فریم بالاتر می‌گوید روندی نیست، ستاپِ روی تایم پایین‌تر با خوش‌فرم‌بودن معتبر نمی‌شود. این همان فیلتر است که دارد کارش را می‌کند، و معامله‌ای که رد می‌کنید گاهی جواب می‌داد. هزینه‌ی یک فیلتر همین است.

تضاد بین تایم‌فریم معاملاتی و تایم‌فریم اجرا یعنی صبر کن، نه لغو کن. نمودار پایین‌تر می‌تواند پرشدن سفارش را عقب بیندازد. نمی‌تواند تز را عوض کند یا حد ضرر را جابه‌جا کند.

اگر دیدید برای وضعیت چهارمی هم قاعده لازم دارید، احتمالاً نقش‌ها از همان اول به‌قدر کافی روشن نبوده‌اند.

با نوشتنش تستش کنید

پیش از بیست معامله‌ی بعدی یک خط بنویسید: کدام تایم‌فریم طبقه‌بندی می‌کند، کدام حد ضرر را حمل می‌کند، کدام را برای اجرا مجازید نگاه کنید. بعد وقتی هر معامله را می‌گیرید یادداشت کنید ورود از نمودار تعیین‌شده آمده یا از جای دیگری.

نسبت معامله‌هایی که از یک تایم‌فریم بدون وظیفه آمده‌اند، سنجش مستقیمی است از اینکه چه مقدار از فرایند شما بداهه است. بیشتر آدم‌ها بار اول که این عدد را اندازه می‌گیرند غافلگیر می‌شوند، و همین که شمرده شود به‌شدت افت می‌کند.

تایم‌فریم‌های متعدد واقعاً مفیدند. به همان شکلی مفیدند که یک سلسله‌مراتب مفید است، با اختیار روشن در هر سطح. استفاده از آن‌ها به‌عنوان مجموعه‌ای از نظرهای هم‌وزن، فقط چهار فرصت بیشتر است برای پیداکردن نموداری که با شما موافق است.

نکته کلیدی

به هر تایم‌فریم دقیقاً یک وظیفه بدهید، چون تایم‌فریمی که وظیفه‌ای ندارد به جایی برای گرفتن مجوز تبدیل می‌شود.

خودت را بسنج

تایم‌فریم بالاترتان دارایی را بدون روند طبقه‌بندی می‌کند، ولی یک ستاپ تمیز روی تایم‌فریم معاملاتی‌تان ظاهر می‌شود. چارچوب شما چه می‌گوید؟
در یک معامله هستید و نمودار ۵ دقیقه‌ای طوری به‌نظر می‌رسد که انگار حرکت دارد فرو می‌ریزد، در حالی که حد ضرر روزانه‌تان دست‌نخورده است. رفتار درست چیست؟
تمرین

نقش تایم‌فریم‌هایتان را بالای ژورنالتان بنویسید، بعد بیست معامله‌ی بعدی را با نموداری که ورود واقعاً از آن آمده برچسب بزنید و بشمرید چندتا از تایم‌فریمی بدون وظیفه آمده‌اند.

ژورنال معاملات
آنچه خواندی را تمرین کن

ایندیکورا شبیه‌ساز رایگان، بازپخش کندل و کوچ رفتاری دارد که معاملات خودت را می‌خواند.

ورود به اپ