Indikora
مبانی بازار · 9/10

نقدشوندگی و سشن‌ها: بازار کِی واقعاً باز است

متوسط 9 دقیقه مطالعه

کریپتو هیچ‌وقت بسته نمی‌شود. فارکس ۲۴ ساعته و پنج روز در هفته معامله می‌شود. هر دو جمله درست‌اند و هر دو گمراه‌کننده، چون باز بودن با توانستنِ معامله یکی نیست.

نقدشوندگی خاصیتی است که واقعاً اهمیت دارد، و برنامه‌ی زمانی دارد. همان سفارشی که ساعت ۳ بعدازظهر به وقت لندن هیچ خرجی برایتان ندارد می‌تواند ساعت ۳ بامداد نیم درصد خرج بردارد، روی همان دارایی، روی همان صرافی، بدون اینکه هیچ چیز دیگری عوض شده باشد.

نقدشوندگی یعنی عمق، نه حجم

حجم به شما می‌گوید چقدر معامله شده است. نقدشوندگی به شما می‌گوید چقدر می‌توانست معامله شود بدون اینکه قیمت تکان بخورد. این دو با هم همبستگی دارند اما یکی نیستند، و تفاوتشان در قیمت پرشدن سفارش شما خودش را نشان می‌دهد.

دفتر سفارش‌ها را مثل پلکانی از سفارش‌های خوابیده روی قیمت‌های پشت‌سرهم تصور کنید. دفتر عمیق پله‌های ضخیم دارد: حجم‌های بزرگ که نزدیک هم نشسته‌اند، پس یک سفارش مارکت بزرگ چند پله را می‌خورد و قیمت به‌سختی تکان می‌خورد. دفتر رقیق چند سفارش کوچک دارد که از هم دورند، پس همان سفارش مسیر درازی را طی می‌کند و میانگین قیمت پرشدن شما هیچ نزدیکی‌ای به قیمتی که دیدید ندارد.

سه چیز آن را توصیف می‌کند. اسپرد، که فاصله‌ی بین بهترین بید و بهترین اسک است. عمق، که یعنی چه حجمی در فاصله‌ی مشخصی از قیمت میانی نشسته است. و تاب‌آوری، که یعنی دفتر بعد از اینکه کسی آن را جارو کرد چقدر سریع دوباره پر می‌شود.

ترکیب خطرناک دفتری است که خوب به‌نظر می‌رسد و تاب‌آور نیست. اسپرد تنگی اعلام می‌کند، سفارش اول شما را جذب می‌کند و بعد چند ثانیه دوباره پر نمی‌شود، که دقیقاً همان اتفاقی است که اطراف اخبار برنامه‌ریزی‌شده می‌افتد.

ساعت سشن‌ها

جریان نهادی از ساعت‌های کاری پیروی می‌کند، و این کار را با نظم قابل‌توجهی انجام می‌دهد.

توکیو، لندن و نیویورک سه لنگرند. لندن وقتی باز می‌شود که توکیو دارد تمام می‌کند، و نیویورک وقتی باز می‌شود که لندن هنوز چند ساعت وقت دارد. آن هم‌پوشانی لندن و نیویورک، تقریباً ۱ تا ۴ بعدازظهر به وقت UTC بسته به ساعت تابستانی، عمیق‌ترین پنجره در بازار ارز است و معمولاً بیشتر دامنه‌ی روزانه‌ی EUR/USD و GBP/USD در همان شکل می‌گیرد.

بیرون از آن پنجره نقدشوندگی پله‌پله رقیق می‌شود. ساعت‌های بین بسته شدن نیویورک و باز شدن توکیو ساکت‌ترین ساعت‌های شبانه‌روزند، و اسپرد جفت‌های فرعی می‌تواند چند برابر سطح روزانه‌اش شود.

سهام ساده‌تر و سخت‌گیرانه‌تر است. بورس یک زمان باز شدن و یک زمان بسته شدن دارد، و نقدشوندگی به‌شدت در نیم‌ساعت اول و نیم‌ساعت آخر متمرکز است. سشن‌های پیش‌گشایش و پس از بسته شدن وجود دارند اما با کسری از آن عمق، و برای همین است که سهمی که بعد از ساعت رسمی ۶٪ حرکت می‌کند اغلب وقتی سشن واقعی شروع می‌شود و حجم واقعی می‌رسد بیشترش را پس می‌دهد.

طلا و فیوچرز شاخص تقریباً شبانه‌روزی معامله می‌شوند اما همان ریتم را به ارث می‌برند، چون بازیگرانشان همان ساعت‌های اداری را دارند.

نسخه‌ی کریپتویی همین مسئله

کریپتو بسته شدن رسمی ندارد، که ریسک گپ را از میان برمی‌دارد، همان ریسکی که معامله‌گر سهام با آن زندگی می‌کند، و به‌جایش چیز ظریف‌تری می‌گذارد.

کریپتوی آخر هفته یعنی کریپتوی رقیق. میزهای نهادی از جمعه شب تا دوشنبه صبح تقریباً غایب‌اند، پس دفتر رقیق‌تر است و مقدار مشخصی خرید یا فروش قیمت را دورتر می‌برد. پس حرکت‌های آخر هفته از نظر معنا مستقیماً با حرکت‌های هم‌اندازه‌ی وسط هفته قابل مقایسه نیستند، چون همان تغییر قیمت سرمایه‌ی کمتری لازم داشته تا ساخته شود.

همین موضوع در انتهای بسیار کوچک بازار هم صادق است. توکنی با چند صد هزار دلار حجم روزانه می‌تواند روی نمودار روند زیبایی داشته باشد و در عمل در هیچ حجمی قابل معامله نباشد، چون خارج‌شدن قیمت را بیشتر از آنچه روند ساخته برخلاف شما می‌برد.

نقدشوندگی رقیق واقعاً با شما چه می‌کند

اسپرد را پهن می‌کند، پس هر رفت و برگشت گران‌تر می‌شود. این بخش قابل‌مشاهده‌اش است.

اسلیپیج حد ضررها را بیشتر می‌کند. سفارش استاپ مارکت در یک دفتر رقیق هرجا که بتواند پر می‌شود، و «هرجا که بتواند» ساعت ۴ بامداد خیلی دورتر از ساعت ۲ بعدازظهر است.

شکار سایه‌ها را از توطئه به حساب‌وکتاب تبدیل می‌کند. در دفتر رقیق، یک سفارش فروش متوسط می‌تواند تا خوشه‌ای از استاپ‌ها پایین برود، آن‌ها را فعال کند و ظرف یک دقیقه برگردد. آدم‌ها اسمش را دستکاری می‌گذارند. معمولاً فقط حساب‌وکتاب است: کسی آنجا نبود که جذبش کند.

و هر اندیکاتوری را که استفاده می‌کنید تحریف می‌کند. میانگین دامنه‌ی واقعی که روی ساعت‌های کم‌نقدشوندگی حساب شده باشد دو وضعیت متفاوت بازار را در یک عدد قاطی می‌کند، که یکی از دلایل پایدارتر بودن اندازه‌گیری‌های تایم‌فریم روزانه نسبت به درون‌روزی است.

استفاده از ساعت، بدون هیچ پیش‌بینی

دانش سشن درباره‌ی اجرا و انتظار است، نه جهت. هم‌پوشانی لندن و نیویورک به شما می‌گوید چه زمانی یک سفارش بزرگ کمتر خرج برمی‌دارد. یک تصمیم نرخ بهره‌ی برنامه‌ریزی‌شده به شما می‌گوید چه زمانی عمق برای چند ثانیه ناپدید می‌شود، مستقل از اینکه عدد چه از آب دربیاید. یک حرکت یکشنبه به شما می‌گوید چقدر باید برایش وزن قائل شوید.

طراحی مبتنی بر تایم‌فریم روزانه‌ی ایندیکورا در یک نقطه‌ی عملی با این موضوع تلاقی می‌کند: چون روند و حد ضرر دنباله‌رو هر دو روی بسته شدن‌های روزانه ارزیابی می‌شوند، اندازه‌گیری‌ها از سشن‌های کامل گرفته می‌شوند نه از یک پنجره‌ی نقدشوندگی خاص، و این سؤال را حذف می‌کند که عدد از کدام ساعت روز آمده است.

نسخه‌ی یک‌جمله‌ای ارزش نگه‌داشتن دارد. بازار وقتی باز است که صرافی بگوید باز است و وقتی نقدشونده است که کسی آن طرف باشد، و فقط یکی از این دو واقعیت روی وب‌سایت صرافی نوشته شده است.

نکته کلیدی

نقدشوندگی یعنی بازار چه حجمی را بدون حرکت‌کردن جذب می‌کند، و از ساعت روز قابل‌اتکاتر از قیمت پیروی می‌کند.

خودت را بسنج

همان دارایی یک یکشنبه ۴٪ بالا می‌رود و یک چهارشنبه هم ۴٪. تفاوت قابل‌دفاع بین این دو حرکت چیست؟
وسط اعلام یک تصمیم نرخ بهره سفارش مارکت بزرگی ثبت می‌کنید و خیلی دور از قیمت اعلام‌شده پر می‌شوید، با اینکه یک ثانیه قبلش اسپرد عادی به‌نظر می‌رسید. به‌احتمال زیاد چه شده است؟
تمرین

یک هفته‌ی کامل از یک دارایی را روی تایم‌فریم ۱ ساعته بازپخش کنید و برای هر روز پنجره‌ی ۳ ساعته‌ای با پهن‌ترین کندل‌ها را علامت بزنید، بعد آن پنجره‌ها را با ساعت‌های سشن لندن و نیویورک مقایسه کنید.

بازپخش کندل
آنچه خواندی را تمرین کن

ایندیکورا شبیه‌ساز رایگان، بازپخش کندل و کوچ رفتاری دارد که معاملات خودت را می‌خواند.

ورود به اپ