Indikora
وبلاگ ایندیکورا

کارمزد و هزینه واقعی هر معامله

سطر کارمزد در صورت‌حساب شما کوچک‌ترین بخش هزینه یک معامله است. هزینه کامل یک رفت و برگشت یعنی کارمزد ورود به‌علاوه کارمزد خروج، به‌علاوه اسپردی که رد کرده‌اید، به‌علاوه لغزش میان قیمتی که می‌خواستید و قیمتی که گرفتید، به‌علاوه فاندینگ یا بهره شبانه برای هر شبی که نگه داشته‌اید، و سهمی از کارمزد برداشتی که بالاخره می‌پردازید. روی یک قرارداد دائمی کریپتو، این بسته حدود ۰٫۱۵ تا ۰٫۳۰ درصد ارزش پوزیشن در هر رفت و برگشت است و در بازار کم‌عمق چند برابر آن. هزینه تنها بخش تضمین‌شده ترید است.

پنج هزینه‌ای که در یک رفت و برگشت پنهان است

کارمزد میکر و تیکر. صرافی وقتی سفارش لیمیت شما در دفتر سفارش‌ها می‌نشیند کمتر می‌گیرد تا وقتی سفارش مارکت نقدینگی را برمی‌دارد: اسپات کریپتو معمولا ۰٫۱۰ درصد تیکر و ۰٫۰۸ درصد میکر، و قراردادهای دائمی نزدیک ۰٫۰۵ و ۰٫۰۲ درصد. کارمزد در هر سمت جدا گرفته می‌شود، پس پیش از قضاوت درباره یک استراتژی، عدد را دو برابر کنید.

اسپرد. شما روی قیمت فروش می‌خرید و روی قیمت خرید می‌فروشید، پس این فاصله را یک بار در هر رفت و برگشت می‌پردازید، حتی اگر کارمزد صفر باشد: ۰٫۰۱ درصد روی قرارداد دائمی بیت‌کوین، ۰٫۰۵ تا ۰٫۲۰ درصد روی یک آلت‌کوین متوسط، و چند برابر آن روی یک جفت‌ارز کم‌معامله در ساعت سه بامداد.

لغزش قیمت. فاصله میان قیمتی که هدف گرفته بودید و قیمتی که واقعا پر شد. هرگز به‌صورت یک سطر جدا دیده نمی‌شود چون داخل قیمت اجرا پنهان است - و دقیقا به همین دلیل بیشتر تریدرها هزینه واقعی‌شان را حدود یک‌سوم کمتر از واقع تخمین می‌زنند.

فاندینگ و بهره شبانه. قراردادهای دائمی سررسید ندارند، پس پرداخت‌های فاندینگ هر هشت ساعت قیمت را به بازار نقدی گره می‌زنند. ۰٫۰۱ درصد آرام در هر هشت ساعت یعنی ۰٫۰۳ درصد در روز و تقریبا ۱۱ درصد در سال: برای معامله یک‌روزه بی‌اهمیت و برای پوزیشن شش‌هفته‌ای تعیین‌کننده. در فارکس، طلا و شاخص‌ها معادل آن بهره شبانه است که چهارشنبه‌ها معمولا سه برابر حساب می‌شود.

کارمزد واریز و برداشت. این‌ها مبلغ ثابت‌اند نه درصدی، و به همین دلیل بیشترین ضربه را به حساب‌های کوچک می‌زنند: ۱۵ دلار برای برداشت ۲۰۰ دلار یعنی ۷٫۵ درصد موجودی، و همان ۱۵ دلار روی ۵٬۰۰۰ دلار یعنی ۰٫۳ درصد.

یک مثال عددی: برتری‌ای که داخل هزینه‌ها می‌میرد

حسابی ۲٬۰۰۰ دلاری را در نظر بگیرید با ریسک ۱ درصد در هر معامله و استاپ در فاصله ۱ درصدی ورود: یعنی ۲۰ دلار ریسک روی ۲٬۰۰۰ دلار ارزش اسمی. استراتژی در ۴۰ درصد مواقع برنده است، بردها ۲R و باخت‌ها ۱R، پس امید ریاضی ناخالص برابر است با ۰٫۴۰ ضرب در ۴۰ منهای ۰٫۶۰ ضرب در ۲۰، یعنی ۴٫۰۰ دلار در هر معامله. روی کاغذ سودده. حالا هزینه‌ها روی همان ارزش اسمی: کارمزد تیکر در دو سمت با نرخ ۰٫۱۰ درصد می‌شود ۲٫۰۰، اسپرد با ۰٫۰۲ درصد می‌شود ۰٫۴۰، لغزش حدود ۰٫۰۳ درصد در دو اجرا می‌شود ۰٫۶۰، و دو روز فاندینگ می‌شود ۱٫۲۰. جمع: ۴٫۲۰ دلار در هر رفت و برگشت.

برتری ناخالص ۴٫۰۰، هزینه ۴٫۲۰. در ژورنال هیچ چیز غلط به نظر نمی‌رسد: نرخ برد سر جایش است، ریسک رعایت شده و استاپ‌ها محترم شمرده شده‌اند. برتری فقط هیچ‌وقت آن‌قدر بزرگ نبود که کرایه ماشینی را که آن را حمل می‌کند بپردازد. تنها دو اهرم وجود دارد: برتری را بزرگ‌تر کنید یا هزینه را کوچک‌تر.

تعداد معاملات همه چیز را ضرب می‌کند

برتری و هزینه هر دو به ازای هر معامله محاسبه می‌شوند، اما هزینه قطعی است و برتری فقط یک احتمال. همان ۴٫۲۰ را ثابت نگه دارید و فقط تعداد معاملات روی حساب ۲٬۰۰۰ دلاری را تغییر دهید: ۴ معامله در ماه یعنی حدود ۲۰۲ دلار در سال، تقریبا ۱۰ درصد حساب؛ ۲۰ معامله در ماه یعنی حدود ۱٬۰۰۸ دلار، یعنی ۵۰ درصد؛ ۵ معامله در روز یعنی حدود ۵٬۰۴۰ دلار، یعنی ۲۵۲ درصد. نفر آخر باید هر سال دو و نیم برابر کل حسابش سود ناخالص بسازد تا فقط سر به سر شود، و هیچ صفحه‌ای در پلتفرم این عدد را نشان نمی‌دهد. رفتن از چهار معامله در ماه به چهل معامله معمولا هزینه‌های ثابت را چند برابر می‌کند، نه فرصت‌ها را.

چطور هزینه واقعی هر معامله را اندازه بگیریم

صورت‌حساب فقط کارمزد را می‌دهد؛ بقیه را باید ژورنال بدهد. به هر رکورد سه ستون اضافه کنید: قیمت هدف در برابر قیمت اجرا در هر دو سمت، ضرب در حجم تا لغزش به پول تبدیل شود؛ فاندینگ یا بهره شبانه چسبیده به همان پوزیشن؛ و کارمزد انتقال‌ها پخش‌شده روی معاملات همان دوره. تنها لغزش معمولا معادل ۳۰ تا ۶۰ درصد کل کارمزدی است که می‌پردازید.

بعد هر ماه سه عدد بسازید: هزینه هر رفت و برگشت، هزینه به‌عنوان سهمی از سود ناخالص معاملات برنده، و هزینه سالانه‌شده به‌صورت درصدی از حساب. بالای ۳۰ درصد سود ناخالص، مشکل در ساختار هزینه شماست نه در نقاط ورود. بالای ۱۰۰ درصد، نصف کردن تعداد معاملات بیشتر از هر اندیکاتور تازه‌ای کمک می‌کند. هزینه‌ها بحث نمی‌کنند، و همین این بازبینی را کم‌احساسی‌ترین انضباط ترید می‌سازد.

ایندیکورا در هر معامله قیمت هدف را کنار قیمت اجرا ثبت می‌کند، فاندینگ پوزیشن‌های باز را دنبال می‌کند و هزینه هر رفت و برگشت را کنار امید ریاضی شما نشان می‌دهد.

پرسش‌های پرتکرار

آیا سفارش لیمیت همیشه ارزان‌تر است؟ از نظر کارمزد تقریبا همیشه، و یک سفارش میکر می‌تواند هزینه رفت و برگشت را نصف کند. نکته اینجاست که بعضی سفارش‌ها هرگز پر نمی‌شوند: اگر از دست دادن یک ورود خوب در ماه بیشتر از کارمزد صرفه‌جویی‌شده هزینه داشته باشد، سفارش مارکت ارزان‌تر بوده است.

اگر همان روز ببندم فاندینگ مهم است؟ فقط اگر پوزیشن را از لحظه تسویه عبور دهید، پس بسیاری از معاملات درون‌روزی هیچ نمی‌پردازند. در پوزیشن‌های چندروزه فاندینگ به بزرگ‌ترین هزینه تبدیل می‌شود، مخصوصا در سمت شلوغ یک روند، جایی که می‌تواند پنج تا ده برابر سطح آرام خود شود.

چه هزینه‌ای در هر معامله منطقی است؟ رفت و برگشت را زیر حدود یک‌پنجم سود مورد انتظار میانگین‌تان نگه دارید. اگر معامله برنده معمول شما یک حرکت ۱ درصدی را می‌گیرد، رفت و برگشت ۰٫۲۰ درصدی همین حالا بخش بزرگی از آن را می‌خورد، و استراتژی‌ای که حرکت‌های ۰٫۳ درصدی را هدف می‌گیرد به‌ندرت با کارمزد کاربر عادی زنده می‌ماند.


ایندیکورا کوچ تریدینگ مبتنی بر هوش مصنوعی برای کریپتو، فارکس، طلا و شاخص‌هاست - با ژورنالی که کارمزد، فاندینگ و لغزش را در هر معامله ثبت می‌کند تا هزینه واقعی‌تان کنار برتری واقعی‌تان بنشیند. رایگان امتحان کنید: https://indikora.com

این مقاله صرفا آموزشی است و توصیه مالی نیست.

ایندیکورا را رایگان امتحان کن

مربیِ معامله‌گریِ هوش مصنوعی که قبل از اشتباهاتی مثل FOMO و معامله‌ی انتقامی هشدار می‌دهد.

شروع رایگان →